شنبه ، 11 ارديبهشت 1400

نظام گردشگری در سازمان شهرداری مشهد؛ مدخلی بر مشکل ناسازگاری ماموريت شهری و ساختار سازمانی

اشتراک گذاری

"نظام گردشگری در سازمان شهرداری مشهد؛ مدخلی بر مشکل ناسازگاری ماموريت شهری و ساختار سازمانی" عنوان نوشتاری از دکتر آرش قهرمان، عضو گروه پژوهشی جامعه شناسی پژوهشکده گردشگری است که در اين نوشتار  کوشيده است از مدخل اقتصاد سياسی به سيستم گردشگری شهرداری مشهد بپردازد و يکی از ناسازگاری های ساختی اين حوزه را به بحث بکشاند. وی به ناسازگاری بين ماموريت شهری وساختار سازمانی پرداخته و«ساختار سازمانی نهاد گردشگری درشهرداری» در قالب معاونت گردشگری سازمان اجتماعی فرهنگی شهرداری را ساختاری کم بنيه برای تدوين ماموريت شهرداری بر اساس « تقويت اقتصاد شهری گردشگری پايه» توصيف کرده است.  متن کامل این یادداشت را در ادامه می توانید بخوانید:

 

 مدخل نظری موضوع :

در تعريف اقتصاد سياسی گردشگری وفاق تامی در بين تعاريف ارائه شده وجود ندارد. از ميان تعاريف ارائه شده، مفهوم پردازی نانکو، رامیکسون، گورسی ( 2012) دارای وضوح و تناسب درونی بيشتری است. با الگو از تعريف مذکور می‏توان اقتصاد سياسی گردشگری را به اين ترتيب تعريف نمود: اقتصاد سياسی گردشگری عبارت است از بررسی تاثير مناسبات قدرت کنشگران سياسی، گروه‏های ذينفع و ساختارهای سياسی بر تصميم گيری‏های توسعه‏ای گردشگری به گونه‏ای که متضمن منافع اقتصادی برای دسته‏های مذکور است.

هر چند بر اساس نظر آلتوسر تناقضات نظام سرمايه داری در نظام‏های خردتر نيز جلوه­گری می‏نمايد. مثلا در نظام شهری در قالب بحران‏های مسکن، ترافيک و نقصان هايي در برنامه ريزی خود را نمايان می‏کند (سوندرز, 1391, ص. 313). بر اين اساس نقصان‏های مديريت گردشگری و ناهماهنگی‏های آن را می‏توان در چهارچوب تناقضات نظام سرمايه داری ديد. بر اساس نظر کاستلز شهرها در واکنش به پيروی افراد از ارزشها و اهداف متنوع خود پديد آمده و دچار تغيير می‏شوند. کاستلز شهر را بر حسب معانی منتسب به آن در مقاطع زمانی مختلف توسط گروهای مختلفی که در کشمکش با يکديگرند مفهوم سازی می‏کند (سوندرز, 1391, ص. 300). بر اساس اين چشم انداز، توسعه سياست‏های گردشگری محصول برايند کشمکش‏های نهادهای درون شهری و کنشگران آن است. بر اساس نظر کاستلز بسيج سياسی بر محور مسائل مربوط به مصرف جمعی گاه امکان پذير می‏شود. به عنوان مثال کارگران حقوق بگير، افراد حرفه‏ای، شاغلان يقه سفيد و سرمايه داران خرده بورژوازی می‏توانند به صورت مشترک در زمينه مربوط به مصرف بسيج شوند (سوندرز, 1391, ص. 384). بر اين اساس می‏توان تنش‏های جمعی جامعه ميزبان با گردشگران را تبيين نمود. جامعه ميزبان به رغم گوناگونی که دارد ـ اگر گردشگری کالايي پر هزينه برای آن جامعه باشدـ می‏تواند عامل انسجام درونی و تضاد عليه گردشگران بشود.

چشم انداز گردشگری مشهد بر اساس توافق گروه‏های ذينفع بر توزيع ميزان منافع بر اساس لزوم درونی کردن هزينه‏ها امکان پذير است. چشم انداز يک سيستم نه با الگوی هنجاری[1] که با الگوی اکتشافی[2] بايد تدوين شود. تدوين با الگوی اکتشافی مستلزم گفتگوی گردشگری در سطح يا سطوح مورد بررسی است. اين وضعيت برای شهر مشهد و به ويژه شهرداری ،مستلزم گفتگوی ملی گردشگری با موضوع کارکرد سياسی شهر مشهد و گفتگوی محلی با موضوع باز خوانی نظام‏های منفعتی در شهر مشهد است. يعنی سعی درتوافق بر چشم انداز بر اساس حداکثر وفاق جمعی در ذينفعان با فرض پذيرش قاعده درونی سازی هزينه ها.

طرح اوليه چند راهبرد برای برون رفت از شرايط موجود :

رونق توسعه پايدار گردشگری در مشهد مستلزم گفتگو های مستمر و فراگير در بين ذينفعان چندگانه آن با پذيرش قاعده «درونی کردن هزينه» به منظور متقاعد سازی ذينفعان  بر نظام هزينه ای ـ منفعتی ناشی از توسعه گردشگری است . پيامد اصلی اين گفتگو های مستمر ، دستيابی بر راهبردهای همزمان و همراستا در متن فضایی گردشگری مشهد است و اين امر مستلزم شناسايي ارزشهای مشترک است.مهمترين ارزش مشترک دراينجا «توليد اشتغال » است .ارزش مشترک دوم قانون گرايي و توجه به برنامه ششم توسعه و سند توسعه استان و مشهد است که در هر دو نقش گردشگری مورد توجه قرار گرفته است .ارزش سوم توسعه مناسبات ميان فرهنگی ايران با جهان اسلام است .ارزش چهارم ، افزايش رضايت عمومی ناشی از رونق اقتصادی است . که  مناسب است در ارتباطات ميان بخشی شهرداری با دستگاههای ديگر مورد توجه قرار گيرد .

حرکت از «مديريت شکننده و ناسازگار »گردشگری شهری به سوی «مديريت منسجم و يکپارچه »در گردشگری به ساده گی رخ نمی دهد.  بخشی از اين امر مستلزم تغييرات در ساختارهای کلان در نظام مديريتی کشور است . لذا  راهبرد کوتاه مدت حرکت به سمت «مديريت هماهنگ» درگردشگری شهری است. راهکارهای رسيدن به اين راهبرد براساس تلاش برای رسيدن به وفاق مديريتی است . تا کشتی گردشگری پاروهای همزمان و هم جهت داشته باشد . برای رسيدن به وفاق بايد به متقاعد سازی ذينفعان پرداخت . متقاعد سازی بر اساس گفتگوهای مستمر همگانی و روشمند است . روشمند بودن يعنی اولا شناسايي ارزش های مشترک ذينفعان ـ که در بند پيشين در قالب چهار ارزش با ظرفيت بالای توليد وفاق مورد گفتگو قرار گرفت ـ ثانيا شناسايي افرادی که طرفين بر حسن تشخيص و حسن نيت آنها اجماع  نظرداشته باشند .

در شرايط فعلی گردشگری شهری مشهد ؛ طراحی مکانيزم های تنظيمی برای هماهنگی بخش های مختلف  سازمان شهرداری و تسهيل مناسبات برون سازمانی در حوزه گردشگری  لازم به نظر می رسد . اين مکانيزم به لحاظ فرم اداری درسطح حداقلی آن ايجاد موقعيت سازمانی « مشاورگردشگری شهردار»يا «مشاورگردشگری سازمان اقتصادی شهرداری» باشد.درعين حال تقويت«کارگروه گردشگری مرکز پژوهشهای شورای اسلامی شهر» نيز می تواند کارکردهای فوق را داشته باشد . در ميان مدت نيز اصلاح ساختار سازمانی در قالب تبديل معاونت گردشگری به سازمان  يا اداره کل گردشگری شهرداری  پيشنهاد می شود.

[1] normative

[2] explorative

اخبار