دوشنبه ، 23 ارديبهشت 1398

مقاومت در برابر تحقیر

اشتراک گذاری

"مقاومت در برابر تحقیر" عنوان یادداشتی است از دکتر حامد بخشی، عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی خراسان رضوی که تحلیلی است بر دلایل رفتار تحقیر آمیز؛ متن کامل این یادداشت را در ادامه می توانید بخوانید:

بسیار دیده ایم افرادی را که نسبت به افراد همرده صمیمی یا مودبانه برخورد می کنند، اما نسبت به افراد زیردست خود رفتار تحقیرآمیزی دارند. زمانی که می دانند آنها امکان مقابله به مثل ندارند یا هزینه چنین امری برای آنها بسیار بالاست، دیگران زیردست خود را کوچک می شمارند، در حضور دیگران به آنها صفات منفی نسبت میدهند و یا خصلت های منفی آنها را یادآور می شوند. آنها را به رفتارهای تحقیرآمیز وا می دارند و یا وضعیتی پیش می آورند که آنها ناچار به چنین رفتارهایی شوند. 
این خصیصه بخشی از شخصیتی است که آدرونو تحت عنوان «شخصیت اقتدارطلب» و برخی دیگر تحت عنوان «شخصیت استبدادزده» توصیف و تحلیل کرده اند. چنین شخصیتی نسبت به مافوق کاملا مطیع و نسبت به مادون رفتاری مستبدانه و تحکمی دارد و سنگ بنای خصلت کلان اجتماعی استبداد یا دیکتاتوری در جامعه شمرده می شود. 
چنین رفتار و شخصیتی  یک خصلت غریزی و فطری نیست، بلکه افراد آن را در طول زندگی خود و در مواجهه با دیگران طی فرآیند جامعه پذیری می آموزند. 
بعضی از ابتدا در خانواده یا همراه با افرادی جامعه پذیر شده اند که رفتاری تحقیرآمیز نسبت به زیردستان خود داشته اند. آنها بدین ترتیب این گونه رفتار نسبت به زیردستان را یاد گرفته اند. آنها می پندارند که شیوه درست رفتار با زیردستان همین گونه است. با این حال، این دسته اندک هستند. بخش عمده ای از افراد «تحقیر» را از قضا طی فرآیند «تحقیرشدن» می آموزند. به عبارتی، آنها در عین اینکه از تحقیری که نسبت به آنها می شده رنج می برده اند، ولی به تدریج آن را به عنوان یک رفتار درست پذیرفته اند و زمانی که در موقعیت فراتری قرار گرفته اند، آن را به زیردستان اعمال کرده اند. 
سوای این جنبه یادگرفتنی، تحقیر یک جنبه تخلیه هیجانی نیز دارد. رفتار تحقیر در افراد خشم انباشته و فروخورده ای ایجاد می کند که آن را در تحقیر دیگران تخلیه می کنند. به عبارتی از سویی تحقیر را از مافوق میپذیرند و از سوی دیگر، این رفتار را روی افراد زیردست تخلیه می کنند. 
این مکانیسمی است که تحقیر در یک جامعه بازتولید می شود. و هر فردی موقعیت تحقیرشدگی را تحمل می کند تا در موقعیت تحقیرکنندگی می رسد و به نوبه خود افراد تحقیرشده دیگری تولید می کند تا این چرخ را به حرکت در آورند. اما در سطح فردی چگونه می توان مقابل آن ایستاد؟ چگونه می توان در عین اینکه رفتار تحقیر به ما اعمال می شود، از تبدیل شدن به یک شخصیت تحقیرشده جلوگیری کنیم؟
به نظرم مقاومت ذهنی در برابر تحقیر و انتقاد درونی آن عامل اساسی است که در سطح درون فردی می توان انجام داد. مکتب انتقادی شرط آزادی اجتماعی را نقد اجتماعی می داند، همانطور که شرط آزادی فردی در مکتب روانکاوی شناسایی و نقد درونی است. اگر ما مکانیسم تحقیر شدن را بشناسیم، و در عین اینکه تحقیر می شویم، آن را نپذیریم، یعنی موضع انتقادی خود نسبت به آن را حفظ کنیم، و همواره آن را رفتاری ناپسند بدانیم، زمانی که خود در موقعیت فراتری قرار گرفتیم، فرودستان را تحقیر نمی کنیم، چون در برابر جامعه پذیری تحقیر از سوی فرداستان مقاومت کرده ایم. 
مقاومت در برابر تحقیر، سنگ بنای اولی است که در عین اینکه اولا خود ما را از ابتلا بدان نجات می دهد، به اندازه شخصِ ما، تاثیری در متوقف کردن چرخه بازتولید تحقیر ایفا می کند. شاگردان ما، کارمندان تحت ریاست ما، فرزندان ما، و سایر زیردستان ما تحقیر را از سوی ما تجربه نمی کنند و احتمال ابتلا به شخصیت تحقیر در آنان کاهش می یابد.

اخبار