چهارشنبه ، 09 آبان 1397

به خانه بازگردیم!

اشتراک گذاری

«به خانه بازگردیم!» عنوان یادداشتی است از دکتر حامد بخشی، عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی خراسان رضوی که نقدی است بر رفتارهای نمایشی در ارتباطات امروزی؛ متن کامل این یادداشت را در ادامه می توانید بخوانید:

هم‌اکنون دغدغه جلو صحنه و پشت‌ صحنه در جامعه ما خیلی شدید شده است. افراد بیش از آنکه به دنبال لذت بردن از وضعیت و تجربه پیش روی خود باشند، به دنبال «نمایش» هر‌چه‌ بهتر آن هستند. بسیار دیده‌ایم صحنه جالبی از یک مثلا اجرای خیابانی را که در آن مردم به‌ جای آنکه از مشاهده مستقیم آن لحظه ناب و منحصربه‌فرد لذت ببرند، گوشی خود را گرفته‌اند و از دریچه گوشی آن صحنه را می‌نگرند؛ یعنی ‌خودشان نه مشاهده‌گر مستقیم صحنه که مشاهده‌گر رسانه‌ای آن شده‌اند. چندی پیش‌ از این، دغدغه اجتماعی این بود که تورم تشریفات میهمانی‌های خانوادگی که در منازل برگزار می‌شود موجب کاهش اثربخشی آن‌ها در ایجاد نشاط و خرسندی و نیز کاهش کمیت و کیفیت اجتماعی آن‌ها شده است. دغدغه زیاد نمایش یک جلو صحنه ایده‌آل و بی‌نقص موجب می‌شد که صاحب‌خانه برای یک میهمانی کوچک هزینه‌های مالی و زمانی زیادی را متحمل شود، از تغییر آرایش و چیدمان منزل گرفته تا نظافت اساسی کل خانه‌ای که ممکن است به هر اتاقش میهمان سرک بکشد یا بخواهیم برای او نمایش بدهیم، به‌ علاوه اندیشه و اجرای منوی غذایی متفاوتی که تحسین میهمانان را برانگیزد موجب شود افراد توان باقی‌مانده اندکی برای میهمانی‌های بلافصل بعدی داشته باشند. لذا هر میهمانی تنفسی لازم داشت تا میزبان خود را برای میهمانی دیگر بازیابی کند!

امروزه افراد ترجیح می‌دهند اساسا منزل خود را ‌پشت‌ صحنه نگاه‌ دارند و نمایش خود را در فضاهایی تخصصی که برای این کار آماده‌ شده است اجرا کنند. رستوران‌ها فضاهای زیبا و مجللی برای این نمایش‌ها فراهم کرده‌اند و سوای منوی غذایی که ممکن است در همه رستوران‌ها ‌کم‌ و بیش یکسان باشد، رستورانی که در ساخت و عرضه چنین فضایی توفیق بیشتری داشته باشد‌‌ توانایی رقابت در این حوزه را خواهد داشت. اساسا رستورانی که فضای مناسبی برای چنین نمایشی نداشته باشد صرفا می‌تواند خدمات یک واحد آشپزخانه را برای غذای بیرون‌بر ارائه دهد. این حذف خانه از مراسم میهمانی‌های خانوادگی و دوستانه که زمانی کانون چنین مراسمی بود، پیامدهای چندی به بار آورده است که اولین و مهم‌ترین آن‌ها کاهش تعاملات اجتماعی خانوادگی-‌دوستانه در آن‌هاست. رستوران‌ها عمدتا فضایی برای نشست و سرو غذا ارائه می‌دهند. این فضا از جنس فضایی رسمی‌-‌غیررسمی است که فضای سوم خوانده می‌شود، نه آن‌قدر صمیمانه و غیررسمی که بتوان مانند فضای خصوصی با آن رفتار کرد و نه آن‌چنان رسمی و عمومی مانند خیابان. همین ویژگی باعث می‌شود رفتارهای صمیمانه و دوستانه‌ای که نیازمند فضاهای خصوصی است کمتر در رستوران‌ها اتفاق بیفتد. رستوران فضایی نیست که یک نفر بلندبلند برای دیگران لطیفه تعریف کند و شلیک خنده میهمانان بلند شود، چون میزهای دیگر در تصرف خانواده‌ها یا افراد دیگری است که باید حریم خصوصی آن‌ها حفظ شود. سوای آن، محیط برای نشست بعد از غذا و گپ زدن آماده نیست. حداکثر ممکن است نیم ساعت بعد از غذا تأمل کنند و بعد، خداحافظی و ترک مراسم. میزبان خوشحال است که توانسته است به کمک خدمات‌دهندگان حرفه‌ای جلو صحنه، نمایشی بی‌نقص از پذیرایی ارائه دهد. غذا در حد خودش بی‌نقص بوده چون آشپزان حرفه‌ای آن را پخته‌اند. فضای رستوران نیز به‌ اندازه هزینه میزبان مناسب بوده چون برای همین کار طراحی‌ شده است و خدمات‌دهندگان رستوران خوب بلد بوده‌اند چگونه چنین فضایی را ارائه دهند. به‌ علاوه و مهم‌تر از همه، خانه که امروزه تمامی آن به اندرونی تبدیل‌ شده است در منظر نگاه‌های میهمانان قرار نگرفته و لازم نبوده است برای مناسب‌سازی آن تلاش‌هایی سنگین صورت گیرد. نتیجه چه می‌شود؟ ما اصلی‌ترین مراسم اجتماعی را که در ما نشاط اجتماعی فراهم می‌آورد در واقع از کارکرد اصلی خود تهی کرده‌ایم. میهمانی‌ها عمدتا در نظام مبادله میهمانی رد و بدل می‌شوند و هر فرد یا خانواری صرفا می‌کوشد ‌در این باقی‌مانده نظام خویشاوندی-‌دوستانه تراز مناسکی خود را حفظ کند و بدهی‌های اجتماعی خود را به حداقل برساند. این را مقایسه کنید با گذشته‌ای که درب خانه‌ها حتی چفت نمی‌شد؛ یعنی عملا باز بود و هر فردی در هر زمانی ممکن بود به خانه دیگری برود و با او گپ بزند. این تعاملات گرم و صمیمانه منشأ و ذخیره اصلی همان نشاط اجتماعی است که امروزه از فقدان آن می‌نالیم و مأیوسانه گمشده خود را در مصرف کالاها و خدمات بیشتر می‌جوییم. به‌تازگی تصویر جالبی منتشر شده است از تعدادی از ستاره‌های سینمایی غربی که خودکشی ناشی از افسردگی مفرط داشته‌اند. این‌ها همان‌هایی بوده‌اند که چهره‌های خندان و سبک زندگی جذاب آن‌ها همواره ‌الگویی از یک زندگی پرنشاط بوده است. برای یافتن و تقویت زندگی اجتماعی باید دوباره به خانه بازگردیم. خانه کانون اصلی نشاط اجتماعی است به شرط آنکه همچنان کارکردهای اجتماعی خود را ایفا کند؛ یعنی محلی باشد و گفت‌های طولانی و صمیمانه.برای گرد هم آمدن دوستان و آشنایان و گپ و گفت های طولانی و صمیمانه.

اخبار