چهارشنبه ، 07 خرداد 1399

قاتل رومینا «تعصبات مذهبی» بود

اشتراک گذاری

"قاتل رومینا «تعصبات مذهبی» بود" عنوان یادداشتی است از دکتر حامد بخشی، عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی خراسان رضوی که به موضوع قتل دختر 14 ساله طالشی پرداخته است؛ متن کامل این یادداشت را در ادامه می توانید بخوانید:

 

یکی از مشکلات تحلیل اجتماعی در جامعه ما فقدان اطلاعات است. نه فقدان ذاتی ناشی از ابهام و چند وجهی بودن خود مساله، که فقدان سیستماتیک ناشی از پنهان کردن اطلاعات و عدم دسترسی به اطلاعات ناشی از نهادها و حتی افراد مرتبط. اولین مصلحتی که ما همواره تشخیص می دهیم «حفظ اطلاعات» از دسترسی اغیار است. بماند...

در مورد قتل رومینا ناچارم با استفاده از اطلاعات موجود تحلیل کنم. سعی کرده ام اظهارات افراد مرتبط را با در نظر گرفتن شواهد و پس زمینه ها و عقل سلیم گزینش کنم و آنهایی را که به نظر درست می آیند مبنای تحلیل قرار دهم. پس از اطلاعات کلی مربوط به قتل و علت و زمینه آن، ظاهرا تنها منبع مستقیمی که اظهاراتی را در این زمینه بیان داشته، بهمن خاوری و خواهرش هستند که رومینا به خانه آنها رفته است و می خواسته با بهمن ازدواج کند.

رومینا دختری 14 ساله (بعضی منابع گفته اند 13 ساله) است که با پسری دوست شده که بنا به گفته خودش و خواهرش 28 سال دارد. رسانه های غیر رسمی ابتدا سن او را 30 سال و سپس 35 سال اعلام کردند. گویا تمایلی بوده برای اینکه بخشی از تقصیر را به عهده او بدانند. به همین خاطر سن او را بیشتر کرده اند که راحت تر بتوان اتهام هایی از عدم تناسب سنی تا کودک همسری و حتی اغفال و فراری دادن دختر از خانواده را به او نسبت دهند. بنا به گفته ها، ظاهرا اصلی ترین ویژگی منفی بهمن در نزد پدر رومینا، نه سن او، که مذهب تسنن او می باشد. بر خلاف گفته خانم خزعلی اساسا نادرستی کودک همسری تنها در جوامع شهری، آن هم بخش های متوسط و بالای آن مطرح است و در روستاها همچنان رویه های سابق پیش می رود. به همین خاطر اینچنین نبوده که پدر رومینا به خاطر هجمه های رسانه ای از کودک همسری ابا داشته است.

منطقه طالش گیلان شامل دو بخش سنی نشین و شیعه نشین است. اهل تسنن در آنجا بخش قابل ملاحظه ای از جامعه را تشکیل می دهند. همزیستی مردم چنین جوامعی بدین شیوه است که در عین همکاری و همزیستی مسالمت آمیز، مرزهای مذهبی و ارتباطی خود را کاملا حفظ می کنند.   تابوها به کار چنین مرزبندی هایی می آیند. یکی از جدی ترین آنها تابوی عدم ازدواج با افراد مذهب دیگر است. به ویژه اینکه بخواهند «دختر» به آن طایفه بدهند. پنداشت عمومی چنان است که در یک ازدواج، عموما زن به مذهب شوهر در می آید و این یعنی کاسته شدن از یکی از افراد مذهب خودی و افزودن به مذهب غیر. همین مساله، شاید قدری شدیدتر در یزد هم که زرتشتیان و مسلمانان و یهودیان در کنار هم زندگی می کنند وجود دارد. آقای دکتر محمدحسین پاپلی یزدی اخیرا رمانی منتشر کرده اند تحت عنوان «مذهب عشق» که به همین مساله پرداخته اند. روایت اصلی به علاقه یک دختر زرتشتی به یک پسر یهودی است و مقاومت شدیدی که اجتماع هر دو طایفه از خود نشان می هد. در داستان رومینا هم مساله اصلی سنی بودن بهمن است. به گفته خواهر بهمن، در پاسگاه پدر رومینا گفته است که حاضر است حتی خودش همسر دخترش بشود ولی به این پسر سنی دخترش را ندهد. خواهر بهمن می گوید که این حرف را همه افراد در پاسگاه شنیده اند چون سه بار گفته است و او به صورت پدر رومینا به خاطر این حرف سیلی زده است. ببنید تابوی منع ازدواج به یک سنی مذهب چقدر در خرده فرهنگ پدر رومینا سنگین بوده است که حتی بر تابوی جهانی منع زنا با محارم چربیده است!

به هر حال، مساله پدر رومینا کودک همسری فرزندش نبوده، حتی فرار او نبوده است. ظاهرا آنها خوب می دانستند که او کجاست و با مراجعه به پاسگاه و آگاهی اقدام کرده اند. مساله اصلی این بوده که نمی خواسته یک عمر سرشکستگی این را با خود داشته باشد که دختر خود را به یک «پسر عمر» بدهد(اصطلاحی که خواهر بهمن از گفته پدر رومینا بیان کرده و استعاره از سنی بودن او است). این فشار هنجاری را اطرافیان تشدید کرده اند و بدان دامن زده اند. ظاهرا شوهر خاله رومینا سعی و تلاش وافری در این امر داشته است. بهمن می گوید عموی رومینا گفته تو خرج مرا بده و من این دختر را حاضرم بکشم. مساله کشتن این دختر که بی آبرویی به بار آورده ظاهرا چند بار مطرح شده است. دوباره تاکید می کنم این بی آبروی ظاهرا از  جنس فرار دختر با یک پسر بیگانه نبوده، به خاطر بی عفتی ناشی از آن نبوده، بلکه به خاطر تلاش برای وصلت با یک سنی مذهب بوده است. در واقع قاتل رومینا تعصبات ناموسی نبوده، بلکه تعصبات فرقه ای و مذهبی بوده است که در قالب منع ازدواج با دگرمذهبان متجلی شده است.

از شواهد بر می آید که رومینا در خانه پدری آزار جدی نمی دیده است. اینگونه نبوده که او واقعا «بدسرپرست» بوده باشد. حتی بهمن و خواهرش که انتظار می رود تلاش کنند فضای خانه پدری رومینا را تیره جلوه دهند، به هیچ نکته خاصی اشاره نمی کنند جز اینکه رومینا گفته چقدر شما اینجا می خندید و خانه ما همواره پدرم با مادرم دعوا می کند و داس کنار دستش است. هیچ اشاره ای به زخمی یا جراحتی ناشی از تنبیه بدنی پدر توسط بهمن و خواهرش عنوان نمی شود. پس بدسرپرستی هم با اطلاعات موجود منتفی است.

بر خلاف تصور فعلی، قتل رومینا یک قتل «ناموسی» نبوده است، بلکه یک قتل ناشی از تعصبات مذهبی بوده است. در فضای رسانه محور امروز، مرزهای مذهبی و فرهنگی روز به روز درنوردیده می شوند. نسل جوان که بیشتر با رسانه های جدید دمخور است بیشتر متاثر می شود و برایش چنین مرزبندی هایی معنا ندارد. نسل میانسال، به ویژه از نوع شهرستانی یا روستایی اش، کمتر با رسانه عجین است. به علاوه ارزشهای اجتماعی او متصلب شده اند و نمی تواند به سادگی آنها را زیر پا بگذارد. فضای رسانه ای رسمی در این موارد محافظه کاری می کند. نتیجه تضاد بین نسل جوان و میانسال می شود که در موارد حاد آن می تواند حتی به قتل یک دختر جوان منجر شود.

رخداد تاثربرانگیز قتل رومینا می توان دکمک کننده به یک تغییر اجتماعی در حال انجام باشد. به شرطی که تصویر شفافی از عامل اصلی این قتل داشته باشیم. فضای اجتماعی کنونی دیگر مرزهای مذهبی و فرهنگی را بر نمی تابد. این مرزبندی ها که در گذشته به حق «کارکرد» داشته اند اکنون «بی کارکرد» و بلکه «کژکارکرد» شده اند. هیچ تغییری بدون هزینه نیست. فرقی بین پسری که برای تغییر به خیابان می رود و کشته می شود و دختری که به دست پدرش به قتل می رسد «از این حیث» وجود ندارد. مهم این است که کارگزاران تغییر از این رخدادها به درستی استفاده کنند تا انرژی اجتماعی حاصل از آن به کار تسهیل تغییر اجتماعی بیاید و دیگر کمتر شاهد چنین رخدادهای تاسف باری باشیم.

اخبار