یادداشت ها

رفتار اقتصادی مردم در هنگام افزایش قیمت‌ها

سه شنبه ، 12 تير 1397

اشتراک گذاری

"رفتار اقتصادی مردم در هنگام افزایش قیمت‌ها" عنوان نوشتاری است از دکتر حامد بخشی، عضو هیات علمی پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی خراسان رضوی که با توجه به شرایط امروزه نوشته شده است. متن کامل این یادداشت را در ادامه می توانید بخوانید:

غیر از عواملی همچون هزینه تولید یک کالا یا کشسانی نیاز به آن، رفتار جامعه نیز از مسیر تغییر منحنی عرضه و تقاضا، بر ارزش یا قیمت یک کالا تأثیر می‌گذارد. برای مثال، چنانچه افراد تقاضای بیشتری برای خرید یک کالا داشته باشند و میزان عرضه آن در بازار ثابت باشد، قیمت آن کالا بالا می‌رود.

اگر عرضه‌کننده‌ای به‌منظور دریافت سود بیشتر قیمت کالای خود را افزایش دهد، مردم به‌جای اینکه از او خرید کنند، از سایر فروشندگان خرید می‌کنند. در نتیجه سود آن فروشنده کم می‌شود و دوباره تصمیم می‌گیرد برای افزایش درآمد خود قیمت خود را با سایر فروشندگان تنظیم کند. همچنین اگر فرضا همه فروشندگان یک کالا به دلایلی تصمیم بگیرند قیمت کالای خود را افزایش دهند، خریداران از این کالا کمتر خرید می‌کنند. درنتیجه، عرضه کالا از تقاضای آن بیشتر می‌شود و کالا اصطلاحا روی دست فروشندگان می‌ماند، بنابراین دوباره قیمت کالا را کاهش می‌دهند تا خریداران رغبت بیشتری برای خرید‌داشته باشند. بنابراین می‌بینیم که در حالت عادی، افزایش قیمت یک کالا موجب کاهش تقاضا برای خرید آن می‌شود و درنتیجه دوباره کاهش قیمت آن را رقم می‌زند. گاهی اوقات هم قیمت کالا به دلیل افزایش قیمت نهاده‌های آن افزایش می‌یابد ولی به دلیل همین افزایش قیمت، تقاضا برای خرید آن کاهش‌ می‌یابد و موجب رکود بازار می‌شود. گاهی اوقات افزایش قیمت‌ها به‌جای اینکه موجب کاهش در خرید و بازخورد منفی به قیمت شود، تقاضا را افزایش می‌دهد؛ به‌عبارت‌دیگر، رفتار خریدار بازخورد مثبتی به قیمت عرضه می‌دهد و آن را مجدد می‌افزاید. چنین رفتار غیرمعمولی چه زمانی اتفاق می‌افتد؟ کالاها بسته به اینکه چه نوع مصرفی دارند و خریدار چقدر می‌تواند نیاز خود به آن کالا را به تأخیر بیندازد (که اصطلاحا به آن کشسانی می‌گویند)، نوسانات قیمت متفاوتی دارند. برخی کالاها به‌گونه‌ای هستند که اگر خریدار آن‌ها را مصرف نکند، از بین می‌روند. در این موارد، فروشنده باید انعطاف قیمتی زیادی با خریدار داشته باشد وگرنه کل کالایش از بین می‌رود. برخی کالاها به‌گونه‌ای هستند که فروشنده می‌تواند آن را نگاه دارد ولی خریدار نمی‌تواند مدت زیادی نیاز خود به آن کالا را به تعویق بیندازد؛ در این نوع کالاها، دست فروشنده برای تعیین قیمت نسبت به خریدار بازتر است. برخی کالاها به‌گونه‌ای هستند که نه فروشنده می‌تواند آن را مدت زیادی نگاه دارد و نه خریدار می‌تواند نیاز خود به آن را به تعویق بیندازد، نظیر شیر یا لبنیات. کالاهای فوق بیشتر جنبه مصرفی دارند تا مبادله‌ای، یعنی افراد عمدتا این کالاها را به‌منظور رفع نیاز و مصرف شخصی خریداری می‌کنند، اما برخی کالاها هستند که جنبه مبادله‌ای آنان بالاست یا بر جنبه مصرفی آن‌ها می‌چربد. برای مثال، مسکن می‌تواند هم برای مصرف شخصی و هم به‌عنوان کالای سرمایه‌ای خریده شود. ویژگی اصلی این کالاها، دوام آن‌هاست که امکان نگهداری بلندمدت آن وجود دارد. زمین، طلا، سکه و ارز نمونه‌ای از این نوع کالاها هستند. در کالاهایی که جنبه مصرفی آن‌ها بر جنبه مبادله‌ای آن‌ها می‌چربد، کاهش تقاضا معمولا با کاهش قیمت همراه است، اما کالاهای مبادله‌ای می‌توانند این‌گونه نباشند. چون افراد سوای مصرف، به آن کالاها می‌توانند به چشم سرمایه‌گذاری نگاه کنند، چون منطقی که پشت انگیزه خریدار است متفاوت است.

در سرمایه‌گذاری، فرد بر اساس یک پیش‌بینی شخصی از قیمت آینده یک کالا و نه قیمت فعلی آن، تصمیم به خرید می‌گیرد. اگر قیمت کالایی افزایش یابد و خریدار پیش‌بینی کند که قیمت این کالا مجدد کاهش می‌یابد، از خرید آن خودداری می‌کند و کاهش تقاضا، با فرض ثابت بودن سایر عوامل، موجب کاهش قیمت آن می‌شود، اما اگر پیش‌بینی خریدار این باشد که قیمت کالا در آینده دوباره افزایش می‌یابد و کاهشی نخواهد داشت، تقاضای برای خرید آن افزایش‌ می‌یابد و این خود به افزایش قیمت آن دامن می‌زند. به این ویژگی، «پیش‌بینی خود محقق کننده» می‌گویند، یعنی پیش‌بینی افراد موجب تحقق آن پیش‌بینی می‌شود. در اینجا یک گام دیگر باید به عقب برگردید و بپرسیم چه می‌شود که افراد چنین پیش‌بینی‌هایی می‌کنند؟ یا به عبارت بهتر، مکانیسم پیش‌بینی بازار توسط افراد جامعه چیست؟ دو عامل در این پیش‌بینی دخیل است: مراجع اطلاع‌یابی افراد و استدلال فردی آنان.


گاهی فضای اجتماعی جامعه به‌گونه‌ای می‌شود که عمده مراجع اطلاع‌یابی معتبر افراد جامعه، از افزایش مستمر قیمت خبر می‌دهند. درنتیجه مردم باوجود افزایش قیمت، به دلیل اینکه انتظار قیمت بالاتر در آینده را دارند، کالا را به‌منظور سرمایه‌گذاری (نه مصرف) می‌خرند.
عامل دوم، استدلال شخصی افراد بر مبنای شواهد است. افزایش مستمر قیمت یک کالا بدون نوسانات کاهشی می‌تواند باور به تداوم این روند در آینده را ایجاد کند. به‌علاوه، برخی اتفاقات خارجی (مانند تحریم‌های بین‌المللی) نیز می‌تواند باور به استمرار افزایش قیمت‌ها را در مردم ایجاد نماید.

این روزها، ترکیبی از عوامل فوق موجب شده است که باوجود افزایش قیمت‌ها، همچنان تقاضا برای خریداری کالاهای بادوام و شبه سرمایه‌ای، همچون مسکن، زمین، طلا، سکه و ارز رونق داشته باشد. علاوه بر تحریم‌های بین‌المللی، ناتوانی دولت در کنترل بازار ارز موجب شده است که قیمت این کالاها به‌طور مستمر افزایش یابد و انتظار استمرار آن در آینده بیشتر شود. این امر افزایش تقاضا و به دنبال آن، افزایش بیشتر قیمت این کالاها را به دنبال خواهد داشت. مداخله‌ای که می‌تواند موجب تعدیل چنین بحرانی شود، از طریق تبلیغات رسمی و حاکمیتی امکان‌پذیر نیست، زیرا چنین اعتمادی در توده مردم وجود ندارد. در عوض، به نظر می‌رسد حاکمیت بایستی با ورود به بازار به‌عنوان یک کنشگر اقتصادی، چند نقطه شکست در سیر صعودی نرخ این کالاها ایجاد نماید تا استنباط عمومی افزایش اکیدا صعودی قیمت‌ها شکسته شود و هجوم تقاضا تعدیل شود. به دنبال تعدیل تقاضا، می‌توان شاهد تثبیت تقریبی قیمت‌ها بود.