یادداشت ها

خیابان غذا یک جشنواره مردمی بود

دوشنبه ، 20 فروردين 1397

اشتراک گذاری

«خیابان غذا»، پروژه‌ای بود که به‌همت مدیریت گردشگری معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد در نوروز‌١٣٩٧ برگزار شد. جدا از میزان شایان‌توجه استقبال مردم از این برنامه، که در بسیاری روزها از مرز چند‌هزار‌نفر می‌گذشت، ارزیابی‌های کیفی و کمی نیز مؤید رضایت زیاد مردم از این برنامه بود. ازاین‌رو، از منظر برنامه‌ریزی فرهنگی و اجتماعی لازم است بدانیم این برنامه، چه ویژگی خاصی داشت که موجب استقبال و رضایت مردمی از آن شده بود.

نوشته دکتر حامد بخشی عضوهیات علمی گروه جامعه شناسی گردشگری با عنوان "خیابان غذا یک جشنواره مردمی بود" که در روزنامه شهرآرا (1397/1/14) به چاپ رسیده است را در ادامه بخوانید:

«خیابان غذا»، پروژه‌ای بود که به‌همت مدیریت گردشگری معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد در نوروز‌١٣٩٧ برگزار شد. جدا از میزان شایان‌توجه استقبال مردم از این برنامه، که در بسیاری روزها از مرز چند‌هزار‌نفر می‌گذشت، ارزیابی‌های کیفی و کمی نیز مؤید رضایت زیاد مردم از این برنامه بود. ازاین‌رو، از منظر برنامه‌ریزی فرهنگی و اجتماعی لازم است بدانیم این برنامه، چه ویژگی خاصی داشت که موجب استقبال و رضایت مردمی از آن 
شده بود.
اولین ویژگی که ممکن است به نظر برسد، محتوای این برنامه است. مسلما صرف محتوای آن، یعنی غذا، نمی‌توانسته موجب موفقیت آن شده باشد. به‌جز رستوران‌ها و فست‌فودها، «فودکورت»‌های موفق و قدرتمندی در شهر مشهد، مشابه این خدمات را ارائه می‌دهند. از این منظر، خیابان غذا، مزیتی بر آن‌ها نداشت و حتی در حد یک فودکورت قدرتمند، برندهای معروف شهری و کشوری را به این جشنواره نکشانده بود.
ویژگی دوم این برنامه، برگزاری آن در «فضای باز» است. صرف غذا در فضای باز می‌توانست لذتی به مراجعان بدهد که موجب رضایت آنان شود. با‌این‌حال، بسیاری از رستوران‌ها در ییلاقات اطراف شهر، نظیر طرقبه و شاندیز، خدمات ارائه و صرف غذا در فضای باز را با فضایی به‌مراتب فرح‌بخش‌تر از آنچه در خیابان غذا ارائه شد، عرضه می‌کنند؛ بنابراین این ویژگی هم نمی‌توانست انگیزه کافی برای مراجعه مردم و گردشگران باشد. برای مثال بسیاری از رستوران‌ها در طرقبه، به مشتریان غذاهای متنوع در فضایی همراه با صدای آب روان و درختان سرسبز عرضه می‌کنند که به‌مراتب زیباتر از آن چیزی است که در خیابان باهنر مشهد
ارائه شد.
ویژگی سوم این برنامه، اجتماعی‌بودن آن است. خیابان غذا صرفا یک مرکز موقتی عرضه غذا در فضای باز نبود، بلکه با فراهم‌کردن زمینه‌ای برای حضور تعداد زیادی از مردم، امکان لذت از با‌هم‌بودن و در یک اجتماع مردمی لذت‌بردن را فراهم کرد. در‌واقع، خیابان غذا، جشنواره‌ای مردمی بود که در آن، مردم احساس می‌کردند می‌توانند آزادانه در آن شرکت کنند، برنامه‌ای که رنگ‌و‌بوی یک اجتماع مردمی و نه حکومتی یا تجاری را داشت. حضور هنرمندان مردمی نظیر نوازندگان دوره‌گرد، برخی نمایش‌دهندگان درقالب شخصیت‌هایی مانند عمونوروز و نظایر آن، توانسته بود از یک فضای ارائه صرف غذا، یک جشنواره بسازد. این خصلت، یعنی جشنواره‌بودن، در بسیاری از برنامه‌های مشابه دیده نمی‌شود. برای مثال، نمایشگاه مشهد، سالانه ده‌ها برنامه درزمینه خدمات اقتصادی مختلف برگزار می‌کند که تعداد مراجعان مردمی به آن بسیار شایان‌توجه است، اما هیچ‌گاه این برنامه تبدیل به یک جشنواره نشده است که مردم روی آن به‌عنوان یک برنامه تفریحی جدی حساب باز کنند.
به نظر می‌رسد همچنان‌که برخی پژوهش‌های پیشین نیز نشان داده است، خصلت اجتماعی‌بودن برنامه‌ها و تبدیل شرکت‌کنندگان برنامه از «مخاطب منفعل» به «مشارکت‌کننده فعال»، نکته‌ای کلیدی است که برای اثربخش‌کردن برنامه‌های فرهنگی و تفریحی باید به آن به‌صورت ویژه توجه کرد. خیابان غذا می‌تواند پایانی باشد بر برنامه‌های پرهزینه، اما کم‌اثری که در آن‌ها، افرادی به ارائه نمایش یا اجراهایی می‌پردازند برای مخاطبانی که روی صندلی‌ها نشسته‌اند و وقتشان را پر می‌کنند. خیابان غذا همچنین می‌تواند شروعی باشد بر برنامه‌های اجتماع‌محور فرهنگی و تفریحی شهرداری مشهد، که در آن شهرداری صرفا بسترساز برنامه، و شهروندان مشارکت‌کنندگان جهت‌دهندگان و محتواسازان آن هستند.