یادداشت ها

معنای زندگی

دوشنبه ، 20 فروردين 1397

اشتراک گذاری

به نظر می‌رسد مسأله‌ی «معنای زندگی» همواره مشغولیت مهمی بوده است، با این حال بعضی وضعیت‌های فردی و اجتماعی بیش‌تر مستعد این هستند که این مسأله را از دغدغه‌ای کم‌ترمحسوس به موضوعی جدی و تعیین‌کننده در احوالات، خلق و انتخاب‌ها و تصمیم‌های انسان بدل کند.

نوشته دکتر ندا رضوی زاده، عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی گردشگری پژوهشکده گردشگری با عنوان" معنای زندگی" در ادامه بخوانید.

 به نظر می‌رسد مسأله‌ی «معنای زندگی» همواره مشغولیت مهمی بوده است، با این حال بعضی وضعیت‌های فردی و اجتماعی بیش‌تر مستعد این هستند که این مسأله را از دغدغه‌ای کم‌ترمحسوس به موضوعی جدی و تعیین‌کننده در احوالات، خلق و انتخاب‌ها و تصمیم‌های انسان بدل کند. به نظر می‌رسد وجود پاره‌ای شرایط در عصر ما، «بحران معنا» را به چنین سطحی از اهمیت و اثرگذاری کشانده است. «بحران معنا» اگرچه رخدادی جهانی به نظر می‌رسد، اما احتمالا جوامع مختلف بسته به ویژگی‌های فرهنگی، تجربه تاریخی، و حتی به زعم من بسته به ساخت جمعیتی خود،  و نیز تعامل این سه مورد با هم، با کیفیت‌ها و تأخر و تقدم متفاوتی با بحران معنا مواجه می‌شوند.

در جامعه‌ی ایران نیز به نظر می‌رسد اکنون مشاهده‌ی پیامدها و ارزیابی تجربه‌ی یک انقلاب که مذهب و آرمان‌های ایدئولوژیک رکن آن بوده، کم‌و بیش موجب فروریختن یا سست‌شدن کلان‌روایت‌هایی که مذاهب و ایدئولوژی‌ها ارائه می‌کردند، در نزد لایه‌های وسیعی از جمعیت شده و به بحران معنا انجامیده است. البته این تجربه همزمان با تجربه‌ی جهانی ناکامی کلان‌روایت‌های پیشین بوده است، و پیرو فرایندهای جهانی‌شدن، رسانه‌ای شدن و تقویت ارزش‌های مادی‌گرایانه، این دو تجربه (تجربه تاریخی معاصر ایرانی و تجربه جهانی شکست نسبی کلان‌روایت‌ها)، ‌اثر هم را در جامعه‌ی ایرانی تقویت کرده اند. علاوه بر این‌ها، ساخت جمعیتی کنونی جامعه ما به صورتی است که بخش قابل توجهی از جمعیت وارد دوره‌ی میانسالی شده است. این دوره زمانی است که شور و مشغولیت و آرمان‌باوری جوانی فرونشسته است، و بنابراین به طور فردی نیز، پرسش از معنای زندگی پررنگ می‌شود. شاید امید و سرخوردگی‌های سیاسی پیاپی دو دهه‌ی اخیر نیز که میانسالان امروز آن را از نزدیک تجربه کردند، مواجهه با مسأله‌ی معنا را به کانون مسایل فلسفی زندگی شخصی بسیاری از افراد تبدیل کرده است. اگرچه ممکن است افراد به یک اندازه در این‌باره خودآگاه نباشند و به شکل‌های متفاوتی با آن مواجه شوند. و باز احتمالا از همین رو است که در یکی دو سال اخیر چندین کتاب جدید در این زمینه منتشر شده است. تا جایی که من دیده‌ام پیش‌تر دو کتاب مشهور با مشخصات زیر در این‌باره منتشر شده بود:

« #انسان_در_جستجوي_معني» اثر #ويکتور_فرانکل که چاپ نخستین ترجمه‌ی آن گویا به دهه‌ی ۵۰ شمسی برمی‌گردد. در این کتاب، روانشناس شهیر از خلال شرح تجربه‌ی نامتعارف یک زندانی آشویتس مساله معنا را طرح می‌کند و پاسخ خود را عرضه می‌کند.

«#در_تکاپوی_معنا» اثر ترینا پالاس که انتشار نخستین ترجمه‌ی آن ظاهرا در دهه‌ی ۶۰ شمسی صورت گرفته است. این کتاب در قالب یک داستان استعاری خواننده را به کند و کاو درباره‌ی معنای زندگی وامی‌دارد و البته به نظرم معنای به‌خصوصی را القا می‌کند.

در سال‌ها اخیر، «#روان‌درمانی_اگزیستانسیال» اثر #اروین_یالوم که نخستین ترجمه‌ی آن در ۱۳۹۰ منتشر شده است، در بخش چهارم خود به «پوچی» به عنوان چهارمین دلواپسی غایی بشر (پس از بررسی دغدغه‌های مرگ، مسئولیت و تنهایی) می‌پردازد.

اما کتاب پرفروش «#درباره_معنی_زندگی» در سال ۱۳۹۶ منتشر شده که ترجمه‌ای است از اثر #ویل_دورانت. (من کتاب را اواخر بهمن یا اوایل اسفند ۹۶ خریدم که روی آن عبارت «چاپ دهم» درج شده، با تیراژ ۱۰۰۰ جلد)

 دورانت در این کتاب (که اولین‌بار در سال ۱۹۳۲ منتشر شده) ابتدا نشان می‌دهد که چرا در عصر او مساله معنا تا این حد مهم شده است. سپس پرسش از معنای زندگی را  با چندین چهره‌ی عمدتا سرشناس در میان می‌‌گذارد و پاسخ‌های آن‌ها و در نهایت پاسخ خود را در این کتاب آورده است. در آن میان چند نویسنده، روزنامه‌نگار، ناشر، شاعر، دانشمند،‌ برنده نوبل، جراح، افسر نظامی، کارگردان، رئیس دانشگاه، کشیش، رهبر مدنی و معنوی، چند زن از جمله موسس یک کالج دخترانه، یک زن نویسنده، یک زن ورزشکار حرفه‌ای جوان، همچنین یک زندانی محکوم به حبس ابد دیده می‌شود، پاسخ‌هایی از جواهر لعل نهرو، مهاتما گاندی، برتراند راسل و جورج برنارد شاو هم در آن میان هست.

دورانت از دریافت‌کنندگان نامه‌اش می‌خواهد که به او بگویند زندگی برای‌شان چه معنایی دارد، چه چیزی باعث می‌شود ناامید نشوند و همچنان ادامه دهند، دین چه کمکی به آن‌ها می‌کند، سرچشمه‌ّ‌ی الهام و انرژی آن ها چیست، هدف یا انگیزه کار و تلاش‌شان چیست، ‌تسلی‌ها و خوشی‌های‌شان را ازکجا پیدا می‌کنند و به نظرشان گنج‌شان در کجا نهفته است؟

تنوع پاسخ هایی که در کنار هم در این کتاب آمده آن‌ها را بیش‌تر خواندنی می‌کند. هر چند به طور طبیعی مقدمه و موخره (پاسخ) دورانت با تأمل و دغدغه‌ی جدی‌تری نسبت به اغلب پاسخ‌ها و تحلیل‌ها نوشته شده است و زبان گاه طعنه‌آمیزش نیز آن را جذاب‌تر می‌کند.

اگرچه اگر کسی پیش‌تر به طور خودآگاهانه و فعالانه درباره‌ي معنای زندگی فکر کرده باشد، اغلب پاسخ‌ها را بیگانه نمی‌یابد، اما  احتمالا هر خواننده‌ای، بسته به تجارب زندگی و تأملات شخصی خود، با بعضی از پاسخ‌ها همدلی بیشتری احساس می‌کند، و آن‌ها را به دریافت‌ها و تجربه‌ی خود نزدیک‌تر می‌یابد یا بیانی دیگر از ادراکات پیشین خود می‌بیند که البته تکرار آن در قالب محتوای این کتاب ناخوشایند هم نیست. همچنین می‌شود حدس زد که خوانندگان کتاب در سنین مختلف یا از نسل‌های متفاوت، فهم و داوری متفاوتی درباره‌ی پاسخ‌های افراد به سوالات مذکور داشته باشند. به همین جهت به نظرم کتابی است که می‌شود در مقاطع مختلف زندگی، بازخوانی‌اش کرد،‌ هر چند بعید می‌دانم این کتاب برای خواننده‌ی کم‌تر از سی سال به قدر کافی درگیرکننده باشد! نکته‌ی جالب توجه این است که پاسخگویانی که قریب به یک قرن پیش در بسترهای تاریخی و فرهنگی متفاوت از خواننده‌ی امروزین فارسی‌زبان به سوالات نویسنده پاسخ داده‌اند، به رغم تمایزهای فردی و اجتماعی‌شان، ایده‌هایی به‌غایت متمایز از ما (مخاطب ایرانی) نداشته‌اند، و این مایه‌ی دلگرمی است! زیرا نشان می‌دهد ما تنها آدم‌هایی نیستیم که در یک گوشه‌ی خاک با این پرسش و پاسخ‌های محتمل آن کلنجار می‌رویم!

⏹ پی‌نوشت: جناب دورانت در مقدمه فصل دهم نوشته: «گمان می‌کنم زن وقتی غرق در وظیفه‌ی حفظ و بقای نسل نیست، این موضوعات را به طور عمیق احساس می‌کند. اما هنوز نمی‌تواند برای این اعماق رازآمیز، کلمات یا شکل‌های عقلی ظاهری پیدا کند»
به هر حال ما آقای دورانت را به بزرگی خودمان و خودشان و به این بهانه که علم در زمان ایشان هنوز آن قدر پیشرفت نکرده بوده، می‌بخشیم! طرفه این که یکی از پاسخ‌های چشمگیر را هم در این کتاب یک زن جوان که اتفاقا یک قهرمان ورزشی است داده است.

✳️ برشی از کتاب:
«اگر بر مردن اصرار داری، متعهدانه تن به خطر بده و در افزودن بر این کشفیات نقشی به عهده بگیر؛ پیه آزمایش‌های پزشکی و مکانیکی را به تن خود بمال و به زندگی و مرگ خود معنی و مفهوم ببخش. اما هر کار می‌کنی،‌ از فلسفه نمیر.»

◀️ مشخصات کتابشناختی اثر:
«دربارۀ معنی زندگی»، نوشتۀ ویل دورانت، ترجمۀ شهاب الدین عباسی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه (چاپ اول، ۱۳۹۶)