یادداشت ها

علل بروز ناآرامی های اخیر و راه حل آن

يک شنبه ، 10 دي 1396

اشتراک گذاری

به نظر می رسد از نظر برخی مسوولین مشکلات معیشتی باعث بروز ناآرامی های اخیر شده است. این در حالی است که در دوران جنگ تحمیلی وضعیت معیشیتی مردم به مراتب دشوار تر بود و مهم تر اینکه این دشواری معیشتی پساز یک دوره رفاه در دهه 50 ایجاد شده بود. با این حال، مشکلات معیشتی موجب بروز ناآرامی ها و تجمعات و شورش ها نشد. 

متن کامل تحلیل دکتر حامد بخشی عضوهیات علمی گروه جامعه شناسی گردشگری درباره وقایع اخیر را می توانید در ادامه کنید:

روزنامه شهرآرا به نقل از آیت الله علم الهدی نوشت که :«معیشت نباد ابزار پیروزی دشمن بر ما شود»
به نظر می رسد از نظر برخی مسوولین مشکلات معیشتی باعث بروز ناآرامی های اخیر شده است. این در حالی است که در دوران جنگ تحمیلی وضعیت معیشیتی مردم به مراتب دشوار تر بود و مهم تر اینکه این دشواری معیشتی پساز یک دوره رفاه در دهه 50 ایجاد شده بود. با این حال، مشکلات معیشتی موجب بروز ناآرامی ها و تجمعات و شورش ها نشد. هر چند می توان ادعا کرد که شرایط جنگی و امنیتی کشور از بروز چنین ناآرامی هایی جلوگیری می کرد، اما به لحاظ نظری نیز به نظر می رسد آنچه موجب شورش و بروز ناآرامی ها می شود نه صرف مشکلات معیشتی بلکه تفاوت های قشربندی اجتماعی زمانی که از نظر مردم جامعه مشروع نباشد، موجب احساس نارضایتی شده و زمانی که امکانی برای طرح نارضایتی ببینند، به ابراز آن از طریق تجمع و نظایر آن می پردازند. 
قاعدتا می بایستی احساس تبعیض در جامعه، نارضایتی از حکومت و نظایر آن مورد رصد دائمی نهادهای مسئول باشد و این نتایج توسط جامعه شناسان تحلیل و ارزیابی شود. 
چنانچه پیش تر نیز بیان شد، دولت روحانی دولت عدم توفیق ها بود. عدم توفیق در کاهش اختلاف طبقاتی، عدم توفیق در آزادی های سیاسی و اجتماعی و عدم توفیق در ایجاد رفاه اجتماعی. 
اگر چه در دولت احمدی نژاد رانت های اقتصادی فراوانی گرفته شد و افزایش درآمدهای نفتی به دلیل فقدان شفافیت و برنامه اقتصادی موجب افزایش فساد اقتصادی پیرامون دولت شد، اما اولا این رانت ها عمدتا در زمان دولت به لحاظ اجتماعی برملا نشده بود و در نتیجه موجب احساس نارضایتی نمی شد. و ثانیا، دولت بخشی از این ثروت را از طریق توزیع رایانه به مردم منتقل کرده بود و در مردم این احساس را ایجاد کرده بود که اگر هم برخی از طریق رانت ثروت های بادآورده ای به دست می آورند، آنها نیز بی نصیب نمانده اند. این سهیم بودن در درآمدهای نفتی به آنان احساسی از رضایت را منتقل می کرد. 
خلاصه کنم، علل وقوع این ناآرامی ها عبارتند از: 
1. رکود اقتصادی و بیکاری که منجر به احساس ناتوانی از برون رفت در تنگنای اقتصادی موجود را به وجود آورده است. این در حالی است که رونق به همراه تورم، اگرچه ممکن است به لحاظ اقتصادی صدمه بیشتری داشته باشد، ولی احساس فقدان راه گریز را در مردم ایجاد نمی کند.
2. افزایش فشار دولت و نهادهای حاکمیتی به جامعه برای جبران کسری درآمدها، از جمله دولت و شهرداری ها
3. عدم توفیق دولت در ایجاد یک «تغییر» نسبت به فضای پیش از انتخابات، به دلیل تمرکز دولت بر حل مسایل پشت پرده و به توافق رسیدن با سایر ارکان قدرت (چنانچه رویه دولت هاشمی رفسنجانی نیز بود)
به تبع برای کاهش احتمال بروز این ناآرامی ها در آینده، دولت باید همه یا لااقل برخی از این اقدامات را انجام دهد:
1. رکود را ولو به هزینه افزایش تورم بشکند، بیکاری را ولو با ایجاد اشتغال کاذب کاهش دهد.
2. تغییرات محسوسی نسبت به قبل از انتخابات ایجاد کند، به گونه ای که در جامعه احساس تغییر نسبت به وضعیت قبل ایجاد شود. این تغییر در اصل باید اقتصادی باشد، ولی در نبود آن باید در حوزه های اجتماعی، فرهنگی یا سیاسی جبران شود. 
3. فشار اقتصادی بر مردم را کاهش دهد. به ویژه افزایش فشار بر مردم را متوقف کند و با افزایش حامل های انرژی و نظایر آن به دنبال جبران کسری بودجه خود بر نیاید. 
4. به طور جدی به دنبال راهکارهایی برای کاهش فاصله طبقاتی و یا لااقل کاهش نمایش فاصله طبقاتی بین فقیر و غنی باشد.