یادداشت ها

در خصوص اشتغال

چهارشنبه ، 06 دي 1396

اشتراک گذاری

فرض کنیم جامعه ای بدون ارتباط با خارج داریم. هر کدام از افراد این جامعه اگر انرژی خود را تبدیل به کار مفید بکند، یعنی آن را به خدمت/ کالای مورد نیاز مردم تبدیل کند و سپس آن را به سایرین عرضه کند، می‌تواند در ارضای نیاز مردم آن جامعه سهیم باشد. اگر کار نکند، انرژی او ذخیره نمی شود، بلکه صرف تداوم حیات او شده و بدون تبدیل شدن به محصول مورد نیاز جامعه به هدر می رود. 

متن کامل یادداشت دکتر حامد بخشی عضوهیات علمی گروه جامعه شناسی گردشگری را در ادامه می توانید مطالعه کنید:

برای اینکه بتوانیم تحلیلی از بیکاری در جامعه داشته باشیم، باید اول در خصوص اشتغال طرح مبانی کنیم. ابتدا فرض کنیم جامعه ای بدون ارتباط با خارج داریم. هر کدام از افراد این جامعه اگر انرژی خود را تبدیل به کار مفید بکند، یعنی آن را به خدمت/ کالای مورد نیاز مردم تبدیل کند و سپس آن را به سایرین عرضه کند، می‌تواند در ارضای نیاز مردم آن جامعه سهیم باشد. اگر کار نکند، انرژی او ذخیره نمی شود، بلکه صرف تداوم حیات او شده و بدون تبدیل شدن به محصول مورد نیاز جامعه به هدر می رود. چنین فردی «سربار» نامیده می شود. زیرا از محصول کار دیگران ارتزاق می‌کند و تداوم حیات خود را با استفاده از محصول کار آنان محقق می‌کند. 
بنابراین پتانسیل کار افراد یک جامعه، هر روز مصرف می شود. چه بخواهیم و چه نخواهیم. اگر این پتانسیل به کار تبدیل شود، باقی می ماند و در غیر این صورت هدر می رود. اگر همه افراد یک جامعه کار کنند و محصول کار خود را به جامعه عرضه کنند، در نهایت، همه افراد جامعه می توانند از محصول کار یکدیگر نیازهای خود را ارضا کنند و به رفاه دست یابند. 
شرط اینکه نیروی سربار بتوانند در یک اجتماع باقی بمانند آن است که محصول کار دیگران، علاوه بر رفع نیازهای خود، مازادی داشته باشد که بتواند نیازهای نیروی سربار آن اجتماع را نیز برآورده سازد. در غیر اینصورت نیروی سربار ناچار به خروج از جامعه است که می‌تواند به صورت برون مهاجرتی خود را نشان دهد.
اصل بهره وری
هر چه افراد یک جامعه بتوانند از میزان مشخص توان و انرژی خود، محصول بیشتری به دست بیاورند، در مجموع ارضای نیاز بیشتری دارند و به رفاه بالاتری دست می یابند. این همان مفهوم بهره وری است. جامعه ای که مردم آن بهره وری بالاتری در کار خود دارند، در مجموع به رفاه بیشتری دست پیدا می کنند. چون توانسته اند از میزان انرژی مصرفی خود، محصول بالاتر و ارضای نیازهای بیشتری به دست بیاورند. در جامعه ای که کار، بهره ور است، امکان افزایش مدت زمان فراغت فراهم می شود. به دلیل اینکه جامعه می‌تواند مازاد مورد نیاز نیروی کار و سربار (شامل کودکان و سایر افرادی که کار خود را به هر علتی به محصول تبدیل نمی کنند) جامعه را با مدت کمتری کار تولید کند. 
اشتغال به غیر تولید غذا
انسان ها زمانی می توانند به مشاغل غیر تولید غذا بپردازند که افرادی که به تولید غذا می پردازند (به طور مشخص کشاورزان و دامداران) مازاد غذایی افزون بر نیاز خود تولید کرده باشند. در این صورت است که می توان به نیازهای با کشسانی بیشتر پرداخت.

زمانی که انسان ها می خواهند به کاری اشتغال پیدا کنند، باید کاری را انتخاب کنند که محصول تولیدی آنان مورد نیاز یا تقاضای جامعه باشد. در چنین صورتی به آن کار مفید می گوییم. در دو صورت یک کار، مفید نخواهد بود. حالت اول، آنکه محصول کار به خودی خود مورد نیاز یا تقاضای جامعه نباشد. مثلا ممکن است محصول کار فردی تولید استخراج سنگ دانه های با اندازه ای خاص از خاک باشد. این محصول مورد تقاضای جامعه نیست. حالت دوم، آنکه محصول کار به خودی خود مورد تقاضای جامعه باشد، اما چون دیگران به اندازه کافی آن را تولید می کنند، این محصول مازاد بر تقاضای جامعه است و برای آن تقاضایی وجود ندارد. 
در حالتی که افراد جامعه با یکدیگر ارتباطات کامل دارند، هر فردی می‌تواند در این ارتباطات متوجه تقاضاهایی در جامعه شود که کسی بدان پاسخ نگفته است یا به اندازه کافی برآورده نشده است. در نتیجه آن را پیشه خود سازد. برای مثال ممکن است متوجه شود که تقاضا برای حرفه بنّایی بیش از عرضه آن توسط دیگران است؛ در نتیجه به این تقاضای جامعه پاسخ دهد و بنّایی را پیشه خود سازد.

چه هنگام در جامعه بیکاری پدید می آید؟
چند عامل می‌تواند منجر به پدیده بیکاری در یک جامعه شود:
1. فقدان مازاد: اگر در جامعه ای بهره وری پایین باشد، افراد مازادی برای هزینه کرد در سایر نیازهای با کشسانی بیشتر ندارند. در این صورت افراد حتی اگر به تولید محصولات غیر غذا بپردازند، دیگر افراد امکان خرید آنها را نخواهند داشت. در این صورت نقدینگی در جامعه کاهش می یابد. به عبارتی مردم پولی برای خرید کالاهای با کشسانی بیشتر ندارند و اقتصاد معیشتی حاکم می شود. 
2. فقدان ارتباطات اجتماعی کافی: ممکن است در جامعه ای نقدینگی در دست مردم برای خرید کالاها و خدمات دیگر باشد، اما به دلیل فقدان ارتباطات کافی در جامعه، بیکاران از وجود چنین تقاضاهایی بی خبر می مانند. در صورتی هم که به تولید این خدمات/ کالاها بپردازند، باز به دلیل فقدان ارتباطات کافی، قادر به رساندن به دست متقاضیان آن کالا/ خدمت نیستند. در این جامعه، در واقع ظرفیت برای اشتغال وجود دارد، اما ضعف شبکه ارتباطی در حوزه اقتصاد مانع اشتغال بیکاران می شود. 
3. فقدان آموزش/ مهارت: ممکن است در جامعه ای نقدینگی و شبکه ارتباطی نیز وجود داشته باشد، اما نیروی بیکار جامعه فاقد دانش و مهارت لازم برای پاسخگویی به تقاضای موجود در جامعه باشد. 
4. وجود کالا/ خدمت به میزان کافی: ممکن است در جامعه ای مازاد و تقاضا وجود داشته باشد، اما این تقاضا توسط کالا/خدماتی بیرون از جامعه به نحو مطلوبی ارضا شود. به طوریکه اشتغال نیروی سربار بیکار بدان، نتواند آن کالا را با مطلوبیت کالای رقیب تولید کند. در این صورت، به دلیل قیمت پایین تر یا کیفیت بهتر، دارندگان مازاد ترجیح می دهند کالا را از بیرون جامعه تهیه کنند تا از درون. 
برای رفع معضل بیکاری چه باید کرد؟
بسته به اینکه عامل بیکاری از کدامیک از حالات فوق باشد، راه حل آن نیز متفاوت خواهد بود. در حالت اول، فقدان مازاد موجب می شود بیکاران نتوانند به جز اشتغال به تولید مستقیم غذا، کار دیگری انجام دهند. به عبارتی، در صورت تولید کالاهای با کشسانی بیشتر، به دلیل اقتصاد معیشتی، تقاضایی برای آن وجود نخواهد داشت. راه حل اشتغال برای چنین جامعه ای، صادرات کالاهای، به شیوه یافتن تقاضا در بیرون از جامعه است. جوامع بیرونی ثروتمند می توانند نیازهای با کشسانی بالاتر خود را ارضا کنند و در صورت کشف این نیازها و تولید محصولاتی برای ارضای مطلوب آنها، می توان اشتغال ایجاد کرد. برای مثال، در روستاهای فقیر، می توان را عرضه کالاهای گردشگری بومگردی، نیاز/ تقاضای مردم ثروتمند شهری را ارضا کرد و اشتغال ایجاد نمود. 
زمانی که بیکاری به دلیل فقدان ارتباطات در حوزه اقتصاد (شبکه توزیع و فروش، شبکه دریافت تقاضا) ایجاد شده است، مداخله در راستای سنجش تقاضا و ارضای آنها می‌تواند اشتغال ایجاد کند. هر چند معمولا فشار تقاضا در جوامع، بدون نیاز به مداخله های بیرونی، موجب شکل گیری عرضه کنندگان به میزان کافی می شود. با این حال، در مواقعی که پاسخگویی به تقاضا نیاز به مهارت و دانش قابل توجه دارد، کندی پاسخگویی جامعه به نیاز تقاضا، منجر به تامین آن از بیرون جامعه می گردد. زمانی که تقاضایی از بیرون جامعه تامین شد، جایگزینی آن توسط نیروهای درون جامعه دشوار تر می شود، مگر اینکه این نیروها بتوانند به دلیل مزیت حاصل از حضور در جامعه، نزدیکی مکانی و ... همان کیفیت را با هزینه کمتر برآورده سازند. 
زمانی که بیکاری به دلیل واردات محصولات ایجاد شده است، تلاش برای تولید محصولات وارداتی با مطلوبیت بیشتر با استفاده از مزیت حضور در جامعه و نزدیکی مکانی به بازار آن محصول است. با این حال، در بسیاری موارد به عللی همچون صرفه در مقیاس (تولید در سطح وسیع که هزینه را پایین می آورد) ممکن است نیروهای تولیدی جامعه نتوانند با محصولات وارداتی رقابت کنند. در این صورت، راه حل مساله بیکاری، کارآفرینی به معنی خلق تقاضاهای جدید با ابتکار در تولید کالا/ خدمات و یا تولید کالاهای صادراتی با استفاده از مزیت رقابتی ویژه آن جامعه/ منطقه است.

اخبار