یادداشت ها

روابط فرازناشویی، پدیده ای ناهنجار

دوشنبه ، 27 آذر 1396

z

اشتراک گذاری

پژوهش ها نشان داده مردان بیشتر از خیانت جنسی همسران خود آزرده می شوند (تا عاطفی)؛ در مقابل، زنان بیشتر از خیانت عاطفی همسران خود آسیب می بینند تا خیانت جنسی.

خلاصه ارائه دکتر حامد بخشی، عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی را در این سمینار در خصوص روابط فرازناشویی در سمینار مدیریت پدیده های اجتماعی که اول آذرماه در شهر بیرجند برگزار شده است به قلم خود ایشان در ادامه می آید. 

 

🔹درآمد
مطابق وعده ای که داده بودم، در سه بخش ماحصل بحث ارائه شده در سمینار را می آورم.
بخش اول به تعریف و سنخ بندی روابط فرازناشویی می پردازد.
بخش دوم علل و عوامل منجر به رابطه فرازناشویی را می کاود.
و بخش سوم #پیامدها و #پیشگیری (به معنی کاهش احتمال بروز) از روابط فرازناشویی را طرح می کند.

🔹تعریف
مفهوم «روابط فرازناشویی» مثل خیلی دیگر از مفاهیم اجتماعی می‌تواند گسترده یا تنگ دامنه در نظر گرفته شود. 
در یک تعریف تنگ دامنه، روابط فرازناشویی تنها شامل رابطه #جنسی فرد با شخصی غیر از همسر خود می شود. 
یک تعریف بسیار گسترده می تواند هر گونه رابطه فرد با افرادی غیر از همسر خود را که به نوعی دربردارنده لذت های جنسی یا عاشقانه باشد، شامل شود.
چنانچه یک چشم چرانی، لطیفه گویی یا بگو و بخند با فردی خارج از همسر می‌تواند داخل در این مفهوم قلمداد شود.

مفهوم بیشتر پذیرفته شده در رابطه با این مفهوم، به معنای هر گونه رابطه عاشقانه، جنسی یا #عاشقانه جنسی با فردی غیر از همسر در نظر گرفته می شود. این رابطه معمولا دارای ویژگی مخفیانه بودن است.

🔹سنخ بندی
بر اساس همین تعریف می‌توان یک سنخ شناسی از روابط فرازناشویی ارائه داد: عاشقانه، عاشقانه-جنسی، و جنسی. این سنخ های روابط فرازناشویی در میان مردان و زنان متفاوت می شود.

روابط فرازناشویی عاشقانه معمولا بلند مدت است، به رابطه جنسی منتهی می شود و احتمال برملا شدن آن بالاست.
 روابط فرازناشویی #عاشقانه_جنسی معمولا با افرادی است که اگرچه با فرد در ارتباط هستند ولی موقعیتی پایین تر از مرد دارند، میان مدت است و چون به رابطه جنسی ختم می شوند احتمال رسوایی و برملا شدن آن، همانند رابطه عاشقانه زیاد است.

روابط فرازناشویی صرفا جنسی معمولا بین مرد و زنان #روسپی یا خیابانی برقرار می شود. کوتاه مدت است و البته احتمال رسوایی کمتری دارد. اما احتمال عوارض جسمانی آن نیز بالاتر از دو نوع دیگر است.

در میان زنان، روابط فرازناشویی معمولا از نوع عاشقانه، یا عاشقانه- جنسی است و روابط فرازناشویی جنسی صرف به ندرت وجود دارد.

بر خلاف مردان که می توانند روابط عاشقانه یا جنسی مجزای از هم داشته باشند، در زنان معمولا این دو حوزه در یکدیگر آمیخته شده است. بدین معنا که معمولا زنان احساس می کنند یک رابطه عاشقانه با رابطه جنسی آمیخته است و رابطه جنسی را همراه با رابطه عاشقانه ادراک و تلقی می‌کند.

رفتار اجتماعی در سه سطح قابل تحلیل است:

1. سطح #زیست_شناختی و #ژنتیک؛ که در آن به تاثیر عوامل زیست شناختی و ژنتیکی بر شکل دهی رفتار پرداخته می شود. برای مثال، کمبود برخی ویتامین ها (مثل ویتامین ث) و یا تغییر هورمون ها موجب تغییرات رفتاری در انسان و سایر جانوران می شود.

2. سطح #روانشناختی؛ که در آن به تاثیر عواملی شخصیتی بر رفتار پرداخته می شود. برای مثال، شخصیت برون گرا تعیین کننده برخی رفتارهای اجتماعی فرد است.

3. سطح اجتماعی و فرهنگی؛ که در آن به تاثیر روابط اجتماعی و آموخته ها و باورهای فرهنگی بر رفتار فرد پرداخته می شود. برای مثال، نگرش های مثبت به یک موضوع موجب افزایش احتمال وقوع رفتار در جهت آن می شود. 

در حوزه روابط #فرازناشویی نیز می توان به همین الگو به سه دسته عوامل زیست شناختی، روانشناختی و اجتماعی- فرهنگی اشاره کرد. 
در حوزه معماری مغز گفته می شود مغز انسان دارای سه سیستم اولیه در ارتباط با عشق است. اول، سائقه جنسی، که تمایل فرد به رفتار جنسی را می سازد و در نهایت کارکردش تولید مثل و بقای نسل است. دوم، عشق، که موجب تمرکز علاقه عاشقانه شخص بر روی یک فرد می شود و از پراکندگی علاقه عاشقانه جلوگیری می‌کند. این امر موجب می شود تا با تمرکز بر روی یک فرد، احتمال حصول موفقیت در یک رابطه افزایش یابد و انرژی فرد در این زمینه هدر نرود. سوم، پایبندی، که تمایل فرد به حفظ یک رابطه را موجب می شود. کارکرد این سیستم افزایش احتمال بقا و رشد فرزندان است. چرا که با حضور والدین، حداقل تا سن بلوغ،  رشد و بقای فرزندان به حداکثر می رسد. برخی پژوهش ها نشان می دهد که دارا بودن برخی ویژگی های ژنتیکی بر سیستم پایبندی زناشویی تاثیر می گذارد و آن را افزایش یا کاهش می دهد.

برای مثال، افرادی که ژن خاصی را داشتند، تمایلات پاببندی #زناشویی کمتری را نشان می دادند و طلاق در بین آنان بیشتر بود(والوم، 2008). بنا بر تحقیقاتی که در ایالات متحده انجام شده، حدود نیمی از مردان و یک سوم از زنانی که روابط فرازناشویی داشته اند، زندگی زناشویی خود را «شاد» یا «بسیار شاد» توصیف کرده‌اند که این می‌تواند تاثیر عامل ژنتیکی را در روابط فرازناشویی پررنگ کند.

در حوزه روانشناسی، روابطی بین ویژگی های شخصیتی و روابط فرازناشویی نشان داده شده است. بر اساس مدل شخصیتی «بیگ فایو» انسان ها بر اساس 5 ویژگی شخصیتی، بازبودگی، برونگرایی، جدیت، دلپذیری و روان رنجوری، توصیف می شوند. برخی پژوهش ها نشان داده افرادی که دارای ویژگی شخصیتی ماجراجو و برون گرا هستند، بیشتر مستعد رابطه فرازناشویی هستند.

در حوزه روانشناسی اجتماعی، نظریه رفتار برنامه ریزی شده سه دسته عوامل را برای هر رفتار مبتنی بر تصمیم گیری بر می شمارد. این سه دسته عبارتند از: عوامل نگرشی، عوامل هنجاری و عوامل کنترلی.

عوامل نگرشی، آنهایی هستند که موجب آن می شوند تا نظر فرد نسبت به انجام آن رفتار مثبت شود و فرد علاقه به انجام آن پیدا کند. 
عوامل هنجاری متاثر از تایید یا عدم تایید افراد همسان فرد (مانند دوستان و آشنایان) و یا افرادی است که شخص آنها را الگوی خود قرار می دهد (گروه مرجع). به این ترتیب، اگر فرد دوستانی داشته باشد که آن رفتار را تایید می کنند، عامل هنجاری لازم برای انجام آن رفتار را به دست آورده است.
 
منظور از عوامل کنترلی، باور فرد به توانایی یا عدم توانایی انجام رفتار مورد نظر است. از این رو، اگر فردی احساس کرد امکان انجام آن رفتار را ندارد، ممکن است از تصمیم به انجام آن صرف نظر کند.

مبتنی بر این نظریه، افرادی که نگرش مساعدی به به انجام رفتار فرازناشویی دارند، دوستان یا گروه مرجعی دارند که این کار را تایید می‌کند (یا حداقل تقبیح نمی کند)، و امکانات لازم برای چنین کاری را دارند، به احتمال زیاد مرتکب آن خواهند شد.

در یک طبقه بندی دیگر می توان عوامل شکل دهنده روابط فرازناشویی را به سه دسته عوامل #رانشی، #کششی و #بستر_ساز تقسیم کرد.

عوامل رانشی آن دسته عواملی هستند که موجب گسستن یا تضعیف پیوندهای زناشویی فرد با همسر یا شریک #جنسی اش می شوند. ویژگی هایی نظیر سردی روابط زناشویی، فضای عاطفی کمرنگ بین زوجین، وقت اندک زوجین برای ارتباط با یکدیگر، عدم تایید متقابل و فقدان احساس ارزشمندی در خانواده موجب سست شدن پیوند زناشویی و آمادگی فرد برای یافتن جایگزینی برای آن می شود.

عوامل کششی، آن دسته عواملی هستند که موجب گرایش و تمایل فرد به فرد ثالث (طرف عشق فرازناشویی) می شوند. معمولا این عوامل، ویژگی هایی هستند که در فرد ثالث وجود دارند. مکنت مالی، جوانی، زیبایی، جلوه گری و دارا بودن خصلت های جذابی که فرد در همسر خود نمی یابد از زمره این عوامل هستند.
 
عوامل بستر ساز، شامل عوامل زیستی و شخصیتی می شوند که فرد را مستعد ارتکاب فرازناشویی می کنند (که در توصیف عوامل روانشناختی و زیست شناختی آورده شد) و نیز عوامل امکانی که فرد را بر ارتکاب آن توانا می سازد (نظیر توانایی مالی، زمینه ارتباط های بدون کنترل اجتماعی با افرادی از جنس مخالف و ...).

در مجموع به نظر می رسد مجموعه ای از این عوامل می‌تواند احتمال بروز روابط فرازناشویی را افزایش دهد.

روابط فرازناشویی به عنوان یک پدیده ناهنجار شناخته می شود. علیرغم فراگیری آن در تمامی زمان ها و جوامع، تقبیح و ناهنجار دانستن آن نیز به همین گستردگی است. اصلی ترین علت این ناهنجاری نیز پیامدهای آسیب زای آن برای خانواده است. بنیان خانواده بر اعتماد زوجین در رابطه با پرهیز از روابط جنسی با دیگران استوار است. نبودِ چنین اعتمادی ارتباط عاطفی زن و شوهر را به طور کامل ویران می‌کند و (در مورد مردان) اطمینان از رابطه زیستی پدر و فرزندی و به تبع انگیزه حمایت از فرزندان را سست می سازد.

مردی که از انتساب فرزندان به خودش اطمینانی نداشته باشد، چگونه می‌تواند خود را وفق آنان کند؟ زنی که از رابطه عاطفی همسرش به خود اطمینان ندارد، چگونه می‌تواند روی حمایت خانوادگی او همچنان حساب کند؟

پژوهش ها نشان داده مردان بیشتر از خیانت جنسی همسران خود آزرده می شوند (تا عاطفی)؛ در مقابل، زنان بیشتر از خیانت عاطفی همسران خود آسیب می بینند تا خیانت جنسی. این بدان خاطر است که خیانت جنسی زنان، موجب عدم اطمینان از انتساب فرزندان به مرد می شود. در حالیکه خیانت عاطفی مردان، آینده حمایت خانوادگی او را، که زن بدان نیاز دارد، دچار مخاطره جدی می‌کند.

در دنیای معاصر، به دلیل بعد عاطفی مهمی که زناشویی ها دارند، خیانت زوجین آسیب زیادی به عواطف و حتی عزت نفس افراد می زند. زوجین که هر کدام با یک احساس ارزشمندی ناشی از «مهم بودن» برای دیگری وارد زندگی زناشویی، با خیانت همسرشان دچار نوعی فروریزش عاطفی می شوند. گویی این درک از خود تاکنون اشتباه بوده است و او بر خلاف تصور اولیه اش، برای همسرش آن فرد مهم نبوده است. 
با این حال، خیانت زناشویی وجود دارد.

بین 20 تا 25درصد زنان و 20 تا 40 درصد مردان در ایالات متحده تجربه خیانت زناشویی را گزارش کرده‌اند. 
روابط فرازناشویی حتی مختص زناشویی های پرکشمکش نیز نیست. 54درصد مردان و 36درصد زنانی که در ایالات متحده خیانت زناشویی خود را گزارش کرده‌اند، زندگی زناشویی خود را «رضایت بخش» یا «خیلی رضایت بخش» توصیف کرده‌اند! این بدان معنا است که اقدامات پیشگیرانه در مورد روابط فرازناشویی شامل همه می شود.

چند نکته در خصوص پیشگیری (به معنای کاهش احتمال وقوع) روابط فرازناشویی می توان مطرح کرد:

1. آگاهی
آگاهی اصل عمومی پیشگیری در مورد تمامی آسیب های اجتماعی است. گام اول در پیشگیری از هر آسیب اجتماعی آن است که بدانیم این آسیب چگونه و از چه راهی می‌تواند به ما صدمه بزند. آگاهی مقدم و مقدمه عمل در خصوص پیشگیری محسوب می شود.

2. خود ایمن ناپنداری!
افرادی که مرتکب روابط فرازناشویی می شوند از طیف و گروه خاصی نیستند! لزوما زندگی زناشویی پرکشمکش یا تلخی ندارند، اینگونه نیست که همگی افراد بی بند و بار یا بی توجه به امور اخلاقی باشند. روابط فرازناشویی در خیلی موارد حتی مطلوب فرد نیست. در واقع، فرد گرفتار آن شده و نمی‌تواند از آن بیرون بیاید. افرادی که برای رهایی از روابط فرازناشویی که گرفتار آن شده‌اند به مشاوران روانشناس مراجعه می کنند در زمره همین افراد هستند. قطعا این روابط برای آنان مطلوب نیست، ولی نمی توانند از آن خارج شوند. در بسیاری زمینه ها، کنش اولیه و ابتدایی در اختیار خود فرد است، ولی در کنش های بعدی فرد اسیر کنش های پیشین یا فضای احساسی و عاطفی ناخواسته ای می شود که درگیر آن شده و نمی توان از آن خلاص شود.

پرهیز یا پیشگیری کلیدی در این زمینه آن است که فرد خود را ایمن از چنین آسیبی نبیند و حزم و احتیاط خود را در این رابطه کنار نگذارد. در ادبیات دینی ما، مفهومی به نام «ایمنی از مکر خدا» وجود دارد که به عنوان گناهان کبیره شناخته شده است. در ادعیه دینی از خداوند خواسته شده که به چنین امری گرفتار نشویم. ایمنی از مکر خدا به معنای آن است که فرد خود را ایمن بپندارد از اینکه به گناه (عام یا خاص) مبتلا شود. چنین امری موجب عدم مراقبت از نفس (ذهنیات و احساسات و رفتار) می شود و سرآغاز ابتلا به کجروی ها می‌تواند باشد.
 
مراقبه به معنای نظارت و رصد ذهنیات، احساسات و عواطف، و رفتار یک رویه پیشگیرانه کلی برای تمامی کجروی هاست که در مورد کجروی های عمومی تر مصداق بیشتری می یابد. 
مراقبت از امور عاطفی و احساسی اهمیت شایان توجهی دارد. فرد تا پیش از ازدواج دریچه قلب خود را به سوی جلب محبت ها و علاقمندی ها باز می گذارد. اما پس از ازدواج یا شکل گیری یک رابطه عاطفی، بایستی به صورت ارادی دریچه قلب خود را به روی این علاقمندی ها ببندد و از پیشروی علاقه مندی ها عامدانه و آگاهانه جلوگیری کند.

بسیاری از روابط فرازناشویی، از یک علاقمندی ساده آغاز شده‌اند که به دلیل عدم چنین مراقبتی رشد یافته و بر فرد سیطره یافته اند.

3. ترمیم رابطه زناشویی
همانطور که در تبیین عوامل موثر بر روابط فرازناشویی آمد، ناخرسندی از روابط زناشویی یک عامل انگیزشی رانشی به سوی سایر روابط فرازناشویی است.

خانم هلن فیشر (روانپزشک) توصیه می‌کند بخشی از انرژی که برای شکل دهی یک رابطه فرازناشویی گذاشته می شود اگر صرف ترمیم روابط زناشویی شود میتواند این رابطه را متحول کند.

سرمایه گذاری بر روی روابط زناشویی می‌تواند آن را از آسیب ها دور نگه دارد و زندگی را رضایت بخش تر کند.

4. ترمیم فضای هنجاری
معاشران و آشنایان فرد فضای هنجاری را می سازند که فرد در بستر آن یک رفتار را مجاز یا غیرمجاز می داند. اگر دوستان و هم رده های یک فرد کسانی باشند که مرتکب رفتارهای فرازناشویی می شوند و آن را قبیح نمی دانند، احتمال ارتکاب آن عمل توسط فرد را بسیار بالا می برد. تغییر فضای هنجاری عامل کلیدی بسیار مهمی برای پیشگیری از افتادن در یک رابطه فرازناشویی است. 

جمع بندی کنم. رابطه فرازناشویی مطلوب نیست. مخرب است. برای پرهیز از آن پیشگیری لازم است. پیشگیری های عمومی شامل آگاهی از آن و نیز مراقبت از روابط خود با دیگران است. پیشگیری های اختصاصی برخاسته از عوامل افزاینده احتمال آن است و شامل تقویت فضای روابط زناشویی و نیز ترمیم فضای هنجاری دوستان و آشنایان است.

اخبار