یادداشت ها

آسیب‌دیدگان زلزله و تصمیم خطیر استاد علوم سیاسی

دوشنبه ، 27 آذر 1396

z

اشتراک گذاری

این که یک استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران که بیش‌تر به خاطر سخنان پرشور و متن‌های منتقدانه‌ی ساده و عامه‌پسندش شهرت یافته است، بتواند با یک فراخوان ساده در شبکه‌های اجتماعی در عرض دو شبانه‌روز بیش از یک میلیارد کمک نقدی جذب کند،‌ از چند جهت پدیده‌ی جالب توجهی است...

متن کامل نوشته دکتر ندا رضوی زاده، عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی گردشگری پژوهشکده گردشگری را با عنوان" آسیب‌دیدگان زلزله و تصمیم خطیر استاد علوم سیاسی" می توانید در ادامه بخوانید:

 

این که یک استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران که بیش‌تر به خاطر سخنان پرشور و متن‌های منتقدانه‌ی ساده و عامه‌پسندش شهرت یافته است، بتواند با یک فراخوان ساده در شبکه‌های اجتماعی در عرض دو شبانه‌روز بیش از یک میلیارد کمک نقدی جذب کند،‌ از چند جهت پدیده‌ی جالب توجهی است:

از یک سو یک بار دیگر قدرت شگفت‌انگیز رسانه‌های کوچک و شبکه‌های اجتماعی را در بسیج افکار عمومی نشان می‌دهد. علاوه‌ بر این، در حرکت مذکور مردم نه تنها از لحاظ فکری همراه شده‌اند، ‌بلکه حاضر شده‌اند کمک مستقیم نقدی بکنند! (و خوب می‌دانیم که پولْ جان نیست که آسان بتوان داد!)

به علاوه نشان می‌دهد که متن‌ها و تحلیل‌های نه‌چندان عمیق، اما منتقدانه و مردم‌پسند یک «استاد دانشگاه» چگونه می‌تواند به مدد شبکه‌های اجتماعی، اعتماد به وی را در طول زمان انباشت کند، و شهرت و اعتبار و سرمایه اجتماعی حیرت‌آوری به او ببخشد.

در عین حال این حد از سرمایه اجتماعی، سخت مسئولیت‌آور است. دکتر صادق زیباکلام در پستی که در کانالش گذاشته گفته است که قصد ندارد کمک‌های اهدایی مردم را به سازمان دیگری از جمله هلال‌احمر و ... بسپارد، و تاکید کرده: «الان که به من اعتماد کرده‌اند و کمک‌های خود را به من سپرده‌اند باید امانت‌داری کنم و نمی‌توانم این پول را به نهاد دیگری بدهم. خود مردم اگر می‌خواستند، به آن نهادها کمک‌هایشان را می‌دادند.» این استدلال و تصمیم پذیرفتنی است. هر چند ما هنوز نمی‌دانیم ایشان با چه طرح و برنامه‌ای قرار است این مبلغ را هزینه کند.

در روزهای اخیر خبرهای فراوانی از کمک‌رسانی مردمی خواندیم، هم از سوی افراد حقیقی و هم سازمان‌های مردم‌نهاد(سمن). در بهت و اندوه بعد از حادثه، برای ما که از راه دور شاهد ویرانی یک‌شبه‌ی زندگی و فروریختن هم‌وطنان‌مان بودیم و کار چندانی از دست‌مان برنمی‌آمد، این خبرها امیدوارکننده و شوق‌آور بود.  با این حال سوالی که طی روزهای گذشته مداوم در ذهن من چرخ می‌خورد، این بود که آیا این کمک‌ها وقتی این‌چنین نابسامان و بدون‌برنامه‌ریزی به منطقه گسیل می‌شود، می‌تواند به طور کارامد و عادلانه‌ای توزیع و تخصیص داده بشود؟

اموری نظیر خدمت به بحران‌زده‌گان و آسیب دیده‌گان بلایای طبیعی و فجایع باید به عنوان اموری مستلزم تخصص، برنامه‌ریزی در سطح کلان و اجرای تخصصی فهم شود،‌ و البته یک رسالت شخصیت دانشگاهی هم این است که هم درمقام نظر و گفتار و هم در عمل ترویج‌دهنده‌ی چنین عقلانیت عملی‌ای باشد. در تمام سال ما منتقد «هیئتی عمل‌کردن» و «احساسی عمل کردن» به جای رجوع به عقلانیت ابزاری و تجربی هستیم، حال به نظر من فرصت خوبی است که یک استاد دانشگاه که داوطلبانه مسئولیت پذیرفته، اتفاقا با اتکا به همین شهرت و اعتمادی که جلب کرده، افکار عمومی را اقناع کند و شیوه‌های نهادمند و تخصصی خدمت‌رسانی را با عمل خودش ترویج کند. بدیهی است هر مبلغی اگر بخواهد به صورت اثربخش، کارامد، متوازن و عادلانه صرف کمک‌رسانی به جمعیت محروم یا آسیب‌دیده بشود، نیاز به اطلاعات (آمارهای موجود در بخش دولتی، تولید آمارهای جدید ضروری،‌روزآمدنگه‌داشتن داده‌ها)، تشکیلات و پشتیبانی اجرایی پایدار، مدیریت و همکاری بین‌بخشی (بخش عمومی، بخش خصوصی و سمن‌ها) و ... دارد. این‌ها چیزهایی است که اگرچه هنوز در ابتدای راه آموختن آن هستیم، امیدوارم این بار با حضور چهره‌های دانشگاهی و چهره‌های جوانی که خارج از بخش عمومی (اعم از دولتی و غیردولتی) پیش‌قدم شده‌اند، فرصتی برای تجربه‌کردنش پدید بیاید. امیدوارم حجم عظیم اعتمادی که  مردم  امیدوارانه به شخصیت‌های حقیقی و حقوقی بخش غیردولتی به بهانه‌ی این حادثه بذل کردند، پاسخ درخوری بیابد و مبنای تقویت و انباشت تجربه در زمینه تشکیلات‌سازی مدرن غیردولتی قوی و پایدار بشود، چنان که پیشتر‌تر نیز در حوزه‌های چنین شده است.

اخبار