یادداشت ها

دو دختر نوجوان شاد اصفهانی چرا خودکشی کردند؟

دوشنبه ، 27 آذر 1396

z

اشتراک گذاری

یکی از مهم‌ترین شاخص‌های اعتبار پژوهش‌های اجتماعی شیوه‌ی نمونه‌گیری در آن‌ها است. فرقی هم نمی‌کند که  روش پژوهش از بین زیرمجموعه‌های کدام‌یک از دو دسته‌ی اصلی روش‌های پژوهش انتخاب شده باشد: کمّی یا کیفی. خطیرترین نکته در پژوهش‌های نوع کمّی، «معرّف/نمایا» بودن نمونه است. 

متن کامل تحلیل دکتر ندا رضوی زاده، عضو هیات گروه جامعه شناسی  پژوهشکده  گردشگری جهاد دانشگاهی را با عنوان «دو دختر نوجوان شاد اصفهانی چرا خودکشی کردند؟» در ادامه بخوانید:

یکی از مهم‌ترین شاخص‌های اعتبار پژوهش‌های اجتماعی شیوه‌ی نمونه‌گیری در آن‌ها است. فرقی هم نمی‌کند که  روش پژوهش از بین زیرمجموعه‌های کدام‌یک از دو دسته‌ی اصلی روش‌های پژوهش انتخاب شده باشد: کمّی یا کیفی. خطیرترین نکته در پژوهش‌های نوع کمّی، «معرّف/نمایا» بودن نمونه است که ضامن «تعمیم‌پذیری» نتایج است. معرف بودن در تحقیق کمی معمولا  به این معنا است که تعداد مشخصی از اعضای جامعه‌ی آماری طوری انتخاب شده باشند که همه‌ی انواع اعضای جامعه شانس برابری برای به حساب آمدن و دیده شدن داشته باشند. تنها اگر این شرط (معرف بودن نمونه) برقرار باشد، استنتاج‌های نهایی محقق، به جامعه‌ی آماری مورد مطالعه تعمیم‌پذیر است. در غیر این صورت محقق نمی‌تواند ادعا کند نتایجی که به دست آورده در مورد تمامی اعضای جامعه‌ی آماری (با خطای معینی) صادق است. 

پژوهش‌های کیفی هم اگرچه داعیه‌ی تعمیم‌پذیری آماری ندارند، اما غالباً می‌کوشند با بررسی عمیق موردهای محدود، تنوعات و زوایای مختلف موضوع را در محدوده‌ی مورد بررسی، مطالعه و گزارش کنند. در پژوهش‌های متعارف کیفی که با تکنیک مصاحبه انجام می‌شود، تعداد نمونه کمتر از ۱۰-۲۰ نیست و در پژوهش‌های معتبرتر غالبا از این تعداد بیشتر است. در پژوهش‌های کیفی چند روشی، علاوه بر مصاحبه‌های عمیق و طولانی و حتی چند جلسه‌ای، از مشاهده‌ی مشارکت‌کنندگان در خلال فعالیت‌های معمول‌شان، مصاحبه‌های گروهی با افراد مورد مطاعه، بررسی دفترچه خاطرات روزانه‌ی مشارکت‌کنندگان و نظایر آن نیز استفاده می‌شود تا اطلاعات با وسعت و عمق مورد نیاز فراهم آید.

حال یک وزیر، و تحلیل‌گران، روزنامه نگارها، فعالان مدنی و بعضاً اهالی علم و پژوهش، تنها با رجوع به یک ویدیوی چند دقیقه‌ای ضبط‌شده از سوی دو دختر نوجوان که دست به خودکشی زده‌اند و چند اطلاع جزئی دیگر که جسته و گریخته منتشر شده، شروع به تحلیل و تبیین این واقعه‌ی -در نوع خود- بسیار نادر کرده‌اند. به نظر من، شتابزدگی در تحلیل وقایعی از این دست را نمی‌توان نشانه‌ی دانایی، نشانه‌ی تبحر و تسلط علمی، یا نشانه‌ی تعهد و رسالت‌شناسی اجتماعی تعبیر کرد، بلکه -در خوشبینانه‌ترین حالت- شاید نشانه‌ی این است که تحلیل‌گران ما بیش‌تر تحت کنترل احساسات‌شان هستند تا این که به دنبال تحلیل‌های دقیق و «مبتنی بر شواهد» باشند، نشانه‌ی این است که در موقعی که عواطف ما تحریک می‌شود، درس‌های تحلیل و روش تحقیقی که خوانده‌ایم و داده‌ایم، و دقت‌های روش‌شناسانه‌ را به کناری می‌نهیم، و شتابان دست به قلم می‌شویم.  

ما هنوز اطلاعات چندانی درباره شرایط زندگی این دخترها نداریم، نمی‌دانیم لحظاتی پیش از این ویدیو با چه کسی ملاقات مستقیم یا آنلاین داشته‌اند، چه تماس‌های تلفنی داشته‌اند، در دوره‌ای که به این خودکشی ختم شده، با چه کسانی ارتباط داشته‌اند، درباره‌ی چه چیزهایی سخن گفته‌اند، چه دغدغه‌هایی داشته‌اند، اصلا چه عاداتی داشته‌اند، آیا در روز خودکشی و پیش از ضبط این ویدیوی تکان‌دهنده، یا روزهای پیش از آن، «مواد» خاصی مصرف می‌کرده‌اند؟ آیا این ویدیو همان روز ضبط شده؟ ساده‌انگارانه است اگر دنیای ذهنی و عاطفی آن‌ها را خلاصه‌شده در همین نمایش چنددقیقه‌ای خندان (و امروز دردآوری) بدانیم که برای ما اجرا کرده‌اند.

اقدام تکان‌دهنده‌ی دو دختر نوجوان، اولین و آخرین رویدادی نخواهد بود که چون طوفانی رسانه‌ها را درمی‌نوردد، احساسات را تحت تاثیر قرار می‌دهد، و به سرعت در هیاهوی طوفان رسانه‌ای دیگری محو می‌شود. بنابراین برای کسانی که رسانه‌ا‌ی شخصی یا دسترسی به رسانه‌ی رسمی پرمخاطبی دارند، واکنش نشان دادن به چنین رویدادهایی امر خطیر و پرمسئولیتی است. کمی دیرتر واکنش نشان دادن ممکن است باعث شود در هیاهوی داغ رسانه‌ای که برای موضوعی عمیقا عاطفی برپا می‌شود، نوشته‌ها و صحبت‌های ما کم‌تر دیده و بازنشر شود. با سکوت کردن در مورد خبر پرمخاطبی که در مورد آن اطلاع روشنی نداریم، ممکن است انگ بی‌تفاوتی یا بی‌مسئولیتی اجتماعی یا محافظه‌کاری سیاسی یا خوشبینی متوهمانه بخوریم، با این حال این یک انتخاب است: می‌خواهیم به عنوان یک تحلیلگر به واقعیت رویدادها دست پیدا کنیم و آن را با مخاطب خود سهیم شویم، یا فقط شتابزده واکنش نشان بدهیم که از قافله‌ جا نمانیم یا ... .

پیشنهاد من این است که اهل تحلیل و آکادمی در چنین وقایعی که احساسات خودشان و احساسات مردم به شدت جریحه‌دار شده، با صبوری بیش‌تر شواهد معتبر را بجویند، و با واکنش‌های سنجیده و غیراحساسی خود در قبال چنین رویدادهایی، «عملاً» به جامعه‌ی مخاطبان خود نیز شکیبایی و تحلیل مبتنی بر شواهد کافی و معتبر را آموزش بدهند.

اخبار