یادداشت ها

یک خاطره و بازگشت به یافته های یک طرح پژوهشی

چهارشنبه ، 29 شهريور 1396

z

اشتراک گذاری

چند سال پیش با هدف ارائه راهبردهای توسعه عرصه اجتماعی گردشگری شهر مشهد پژوهشی انجام دادم. پس از مصاحبه های کیفی و سنجش های کمی از خبرگان و ذی نفعان و دسته بندی راهکارها و راهبردهای مختلف، به سه راهبرد کلیدی برای توسعه بعد اجتماعی گردشگری مقصد رسیدیم...

متن کامل نوشته دکتر حامد بخشی، عضو هیات گروه جامعه شناسی پژوهشکده  گردشگری جهاد دانشگاهی را با عنوان"یک خاطره و بازگشت به یافته های یک طرح پژوهشی" می توانید در ادامه بخوانید:

یک خاطره و بازگشت به یافته های یک طرح پژوهشی
چند سال پیش با هدف ارائه راهبردهای توسعه عرصه اجتماعی گردشگری شهر مشهد پژوهشی انجام دادم. پس از مصاحبه های کیفی و سنجش های کمی از خبرگان و ذی نفعان و دسته بندی راهکارها و راهبردهای مختلف، به سه راهبرد کلیدی برای توسعه بعد اجتماعی گردشگری مقصد رسیدیم. این سه راهبرد عبارت بودند از:
  1. استاندارد سازی رفتار خدمات رسانان با گردشگر؛ از طریق آموزش و اعطای گواهینامه
  2.  نظارت بر عملکرد خدمات رسانان؛ با استفاده از خود مشتریان و گردشگران و با رویکرد اجتماعی 
  3. فرهنگ سازی و اطلاع رسانی به گردشگران ورودی شهر؛ به منظور تصحیح رفتار و آگاهی از حقوق خود

تابستان امسال همراه خانواده سفری به بابلسر رفته بودم. در ساحل برای گردش در دریا قایق های موتوری وجود داشت و به درخواست پسرم از قایقران خواستیم که گردشگری در دریا داشته باشیم. هزینه ای طی شد و قایقران ما را سوار قایق کرد. قایق بزرگ بود و موتور قوی یی داشت. در واقع برای ظرفیت 10 تا 15 نفر ساخته شده بود. از او خواستیم جلیقه نجات به ما بدهد که گفت لازم نیست (!). به دلیل سرعت زیاد و کمی تعداد سرنشینان، قایق در مواجهه با امواج دریا به شدت تکان می خورد. به گونه ای که من به گوشه ای افتادم. دستم در برخورد با چوب دستگیره جراحت مختصری برداشت و هر آن نگران آن بودم یکی از ما به دریا پرت شود. تجربه دلهره آوری بود. از او خواستیم آرام تر حرکت کند. ناراحت شد و گفت که من نمی‌ توانم آرام حرکت کنم. قدری موتور را کم کرد و ما به مدت دو تا سه دقیقه روی دریا آرام حرکت می کردیم. همسرم خواست که به این شیوه ادامه دهد اما قایقران موتور را دوباره زیاد کرد و به ساحل تاخت. گردشی که باید 15 دقیقه طول می کشید در 5 دقیقه و با ترس و هراس تمام شد. در ساحل قایقران کل پول طی شده را طلب کرد و از توضیح ما که میزان کمتری از آنچه قرار بوده، انجام داده، قانع نشد. کل پول را از ما گرفت و رفت.

بابلسر که همواره برای من همراه با تجربه های خوب کنار دریا بود، همراه شد با یک خاطره تلخ که هر وقت یاد بابلسر می افتم آن خاطره هم همراه می شود. هر سه راهبردی که در بالا آوردم در این رخداد خدمات رسان- گردشگر وجود نداشت و در نتیجه به وجه اجتماعی گردشگری و تجربه آن لطمه زد. 
از سویی، خدمات رسان استانداردهای معینی برای ارائه خدمات به گردشگر نداشت. معیاری نبود برای اینکه سرعت مناسب و تعداد کافی و نیز قایق مناسب برای گردشگری چه باید باشد.
دیگر اینکه واحدهای نظارتی بر این خدمات رسان وجود نداشت یا ما از آن آگاهی نداشتیم یا به آن دسترسی نداشتیم. هیچ جای ساحل شماره تلفنی برای شکایات گردشگران وجود نداشت.
فقدان عملیاتی سازی چنین راهبردهایی موجب می شود تا نارضایتی گردشگری به دیگران تسری یابد (نظیر همین نوشته) و در نتیجه تصور از مقصد گردشگری و نیز گردشگری آن مقصد (در اینجا بابلسر) لطمه بیند.

 

اخبار