یادداشت ها

ذهن و زندگی خانم ریاضیدان: در جست‌وجوی «معنایی از آنِ خود»

چهارشنبه ، 29 شهريور 1396

z

اشتراک گذاری

66

متن کامل یادداشت دکتر ندا رضوی زاده، عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی پژوهشکده گردشگری جهاد دانشگاهی را با عنوان «ذهن و زندگی خانم ریاضیدان: در جست‌وجوی «معنایی از آنِ خود» را می توانید در ادامه  بخوانید.

درگذشت خانم دانشمند ریاضیدان پرافتخار، همه‌ی ما را در بهت و اندوه و دریغ و درد فروبرد. واکنش‌ها به این فقدان زودهنگام و تأثرآور چند گونه و از چند زاویه بود. در این یادداشت از دو منظر به این رویداد نگاه کرده‌ام.

نخست این که روی شبکه‌های اجتماعی دیدم‌ چند نفر از «#مرگ_آرام» ایشان گفته اند. به طور منطقی چهارسال نبرد با سرطان قطعا نمی‌توانسته در آرامش بوده باشد! این که ما دسترسی به اطلاعات نداریم یا اطلاعاتْ بازتابی در فضای رسانه‌ای نداشته است،‌ دلیلی بر نبودِ رنجِ جدالِ سهمگین و دردناک با سرطانِ بی‌رحم نمی‌تواند باشد. این که چیزها به اعتبار بودن‌شان در فضای رسانه‌ای، و به میزان نشر و بازنشر رسانه‌ای‌شان نزد ما «موجودیت» دارند و به رسمیت شناخته می‌شوند، پدیده‌ای است که باید نسبت به آن آگاهی و خودآگاهی بیابیم. این‌طور که حالا خبرها می‌گویند خانم ریاضیدان حتی زمانی که در اوج افتخار مدال فیلدز را دریافت کرده، درگیر بیماری بوده است. با این حال، شواهد حاکی است که این آدم اهل جنجال و بهره‌برداری از موقعیت و شهرت و اعتبارش برای جلب توجه نبوده است. از دیروز جز دو-سه قطعه عکس و دو-سه قطعه فیلم و چند اظهارنظر در باب عشق به ریاضیات و یک مصاحبه‌ي کوتاه (که اغلب را پیشتر دیده بودیم) از ایشان منتشر نشده است.

دوم این که بعضی کوشش او را تلاشی برای اثبات توانمندی ذهنی و علمی زنان و افتخاری برای زنان یا جوانان یا ایرانیان دانسته‌اند. البته که محصولِ جانبیِ موفقیت‌ها و افتخارات ایشان این موارد هم هست. با این حال اگر بخواهیم به شواهدِ عینیِ موجود رجوع کنیم، چیزی در نیت و نگاه ایشان مبنی بر قصدی برای اثبات جنسیت و ملیت و نظایر آن نمی‌يابیم. جملاتی مثل
«The more I spend time on math, the more excited I got»
شاهدی بر این مدعا است. به علاوه کارنامه‌ي زندگی شخصی و حرفه‌ای او، و حتی ظاهر بی‌پیرایه‌‌اش نشان می‌دهد که او در کندوکاوِ ناب و عمیق در جهانِ دانش و فعالیتِ شرافتمندانه‌ی علمی، معنای زندگی خود را یافته و فعالانه خلق کرده است. به نظر من آن‌چه بیش از هر چیز در شرایط کنونی جامعه‌ ارزش برجسته‌سازی دارد و متناسب با نیاز امروز جامعه‌ی ما است، همین ویژگی است: این که آدمی به طور فعالانه و پیگیر، و فارغ از حاشیه و ادعا، صادقانه و شرافتمندانه به جست‌وجوی معنای شخصی زندگی خود برود. زندگی این دانشمند جوان ازدست‌رفته، نمونه‌ي عینی و عملی آن چیزی است که این روزها در وعظ‌های اخلاقی بعضی چهره‌های مشهور فضای رسانه‌ای و روشنفکری می‌شنویم و می‌خوانیم.

نبوغ ذاتی و افتخاراتی که پروفسور مریم میرزاخانی به دست آورده تنها چیزهایی نادری نیست که در وجود او بوده است. این موفقیت‌ها «محصول» نوعی بینش و روش زندگی بوده است که در حاشیه‌ي نگاه اغلب ما قرار گرفته است. زیبایی «ذهن زیبا»ی ریاضیدان جوان ما در توانایی‌اش در حل معادلات دشوار خلاصه نشده بود.

اخبار