یادداشت ها

قتل آتنا و الزامات سیاستگذاری اجتماعی

چهارشنبه ، 29 شهريور 1396

z

اشتراک گذاری

50

تحلیل دکتر حامد بخشی، عضو هیات گروه جامعه شناسی علمی پژوهشکده  گردشگری جهاد دانشگاهی را از واقعه قتل آتنا در ادامه بخوانید:

قتل آتنا اصلانی، دختر بچه 7 ساله پارس آباد اردبیل، دردناک بود. وجود شبکه های اجتماعی این خبر را منتشر کرد و بخش زیادی از جامعه در این درد شریک شدند.

می توان گفت شبکه های اجتماعی به حق ایده دهکده جهانی را تحقق بخشیده اند و جامعه با گستردگی اش، همانند اجتماعات کوچک گذشته، به سرعت در جریان اخبار قرار می گیرد، وجدان اجتماعی برانگیخته می شود و برای اقدام و #مجازات به حاکمان جامعه فشار می آورد.

این اتفاق، اولین نبوده و آخرین نیز نخواهد بود. اندکی بیش از یک سال پیش، یعنی فروردین 1395 نیز قتل ستایش قریشی جامعه را در بهت و اندوه فرو برد. در سطح کلان اجتماعی که نگاه کنیم، هیچ گاه نمی‌ توان یک کجروی را به طور مطلق نابود کرد. با افزایش جمعیت، می توان انتظار بروز کجروی ها، از هر نوع و سنخ، داشت. ولی مهم میزان این کجروی ها است که با #اقدامات #پیشگیرانه کاهش یابد و به حداقل ممکن خود برسد.

برای این منظور لازم است علل و عواملی که موجب بروز چنین رخدادهایی شده را شناسایی کنیم. روانشناسان و جامعه شناسان باید در این پرونده ها وارد شوند و با مصاحبه مستقیم یا مطالعه متن بازجویی ها، این عوامل را شناسایی کنند. این مستلزم آن است که پرونده های اینگونه برای محققان در دسترس باشد و به علاوه به آنان اجازه وارد شدن به این پرونده ها داده شود.

در سطح فردی، ماجرای قتل آتنا، یک قربانی داشته و یک خطاکار. ولی در سطح کلان، جامعه دو عضو خود را از دست داده است. علاوه بر آن دو خانواده نیز دچار آسیب شده اند. قطعا قاتل نمی‌ خواسته چنین فرجام تلخی برایش رقم بخورد. او یک کجرو حرفه ای نبوده که از این راه زندگی کند، هر چند سوابق کیفری داشته است. به احتمال زیاد این قتل برنامه ریزی شده نبوده و در نتیجه یک «#وسوسه» آنی اتفاق افتاده است.

نظیر همان چیزی که در #فیلم_«فروشنده» مرد میانسال در بیان علت تجاوز خود بیان کرد. خانواده این فرد (اگر خانواده ای داشته باشد) اکنون در فشار اجتماعی سنگینی قرار دارند. به احتمال زیاد راهی جز مهاجرت از آن جامعه نخواهند یافت. فرزندان این فرد در مدرسه و خیابان مورد اهانت قرار می گیرند، هر چند خود قربانی چنین واقعه ای هستند. همسر و والدین و سایر خویشاوندان نزدیک او نیز همینطور.

با شناخت عواملی که منجر به بروز چنین فاجعه ای شده، می توان احتمال بروز آن را در جامعه کاهش داد. آیا اختلال در کارکردهای جنسی #زناشویی این فرد، زمینه ساز بروز چنین اقدامی بوده؟ یا اینکه مصرف رسانه های تحریک آمیز جنسی، سوق دهنده او به چنین امری بوده است؟ اساسا آیا این مساله تبیین اجتماعی دارد یا صرفا روانشناختی است و قاتل صرفا یک فرد دچار اختلال روانی بوده است؟ حتی در صورت اختلال روانی #قاتل، آیا این اختلال زمینه های اجتماعی داشته یا فردی و ژنتیکی بوده است؟ در مجموع آیا می توان مجموعه ای از سیاستگذاری های اجتماعی را تنظیم کرد که فراوانی بروز چنین اقداماتی را به طور موثر کاهش داد؟

در سمت قربانی، آیا چنین قتلی از عدم رعایت پیشگیری های ارتباطی توسط دختر بچه ناشی شده است یا خیر؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، قطعا نیاز به آموزش و فراگیری بهداشت ارتباطی به ویژه برای قشرهای آسیب پذیر جامعه در مدارس داریم. در این صورت نیز مجموعه ای سیاستگذاری های اجتماعی در این خصوص مورد نیاز است.

خلاصه آنکه، چنین رخدادهای دردناکی اتفاق می افتند و وجدان جمعی جامعه را متاثر می کنند. مهم آن است که از چنین فجایعی درس بگیریم، به صرف مجازات های موردی برای تسکین جامعه بسنده نکنیم و عاقلانه به مجموعه سیاستگذاری های موثری برای پیشگیری از بروز آنها اقدام کنیم.

اخبار